« لیگ برتر فوتبال ایران »
سال 80 اولین دوره لیگ حرفه ای فوتبال ایران در زمان تصدی ریاست محسن صفایی فراهانی پس از سالها كش و قوس و دیركرد و انتقادات و پیشنهادات شروع و آغاز به كار كرد .
دراولین دوره،نارسایی های بسیاری به چشم می آمد اما به هر حال آغاز حركت به نوع خود جالب بود و علیرغم مسائل ریز و درشت و ناهماهنگی های كلان با سایر لیگ های حرفه ای تیم پیروزی ( پرسپولیس ) در آخرین روز لیگ در رقابت نزدیك با استقلال پیشی گرفت و فاتح اولین لیگ حرفه ای تیم پیروزی شد .
در اولین دوره لیگ برتر كه با شركت 14 تیم آغاز شد تیمهای زیر حضور داشتند :
1- پیروزی 2- پاس 3- استقلال 4- سایپا 5 – پیكان 6 – سپاهان 7 – ذوب آهن اصفهان 8 – فجر سپاسی شیراز 9 – برق شیراز 10 – تراكتور سازی تبریز 11- ملوان بندر انزلی 12- استقلال رشت 13 - فولاد خوزستان
مربیان حاضر در لیگ برتر سال 80 ( اولین دوره )1–پیروزی ( علی پروین ) 8 –فجر سپاسی ( غلامحسین پیروانی )2–استقلال ( منصور پورحیدری ) 9 –برق شیراز ( اصغر شرفی ) 3–پاس ( همایون شاهرخی )10 –تراكتور سازی ( محمود یاوری – شیخ لاری )4 –سایپا ( محمد مایلی كهن ) 11 –ابومسلم ( فرهاد كاظمی )5–پیكان ( حمید علیدوستی )12–فولاد خوزستان (وینگو بگوویچ )6–سپاهان ( استانكر پوكله كویچ ) 13 – استقلال رشت ( ناصر حجازی )7 –ذوب آهن ( بهرام عاطف ) 14 –ملوان ( محمد احمد زاده )
در اولین دوره لیگ برتر رضا عنایتی از تیم ابومسلم مشهد با به ثمر رساندن گلهای بیشتر عنوان آقای گلی اولین لیگ حرفه ای ایران را كسب كرد .
تیم فولاد خوزستان با رهبری بگویچ در لیگ برتر به عنوان سومی و بهترین شهرستان دست یافت .
در پایان لیگ دوره اول دو تیم استقلال رشت و تراكتور سازی از انتهای جدول و به علت كسب نتایج ضعیف به دسته پائین تر ( لیگ آزادگان ) كشور سقوط كردند و در ادامه دو تیم صدرنشین لیگ آزادگان یعنی ( استقلال اهواز به مربیگری فیروز كریمی ) و صنعت نفت آبادان به مربیگری ابراهیم قاسمپور به لیگ برتر و دسته اول كشور در سال 81 صعود كردند .
سازمان لیگ برتر ایران به همت صفایی فراهانی – دكتر خبیری – عرفانیان دانشور – دكتر محمد دادكان – محمد رنجبر – علیرضا كرد ( مدیر روابط عمومی سازمان ) – ترابیان – غفاری و تنی چند از كارشناسان و پرسنل فدراسیون فوتبال و سازمان تربیت بدنی آغاز به كار كرد .
دومین دوره لیگ برتر فوتبال ایران
این دوره از هفته آخر مهر ماه سال 81 با شركت 14 تیم و طبق برنامه منظم از پیش مشخص شده شروع به كار كرد . انتظار و می رود كه در این دوره با كسب نتایج و تجارب بهتر و بیشتر از برگزاری لیگ دوره اول و الگو برداری از سایر لیگ های معتبر و موفق قدم استوارتری در راستای لیگ حرفه ای و اصول و قوانین حاكم در آن ، در جهت موفقیت فوتبال ایران برداریم .
نام تیمها و اسامی مربیان حاضر در آغاز لیگ برتر 81 ( دومین دوره ):1–پیروزی ( علی پروین ) 8– ابومسلم ( محمد یاوری )2 –استقلال ( رونالد كخ – آلمانی ) 9 –فولاد خوزستان ( وینگولگوویچ – كروات )3–پاس ( همایون شاهرخی ) 10 –ملوان (بهمن صالح نیا )4 –سایپا ( جیوانی می – ایتالیایی ) 11–استقلال اهواز ( جلال چراغپور )5 –پیكان ( دكتر بیژن ذوالفقارنسب ) 12 – صنعت نفت ( منصور پورحیدری )6 –سپاهان ( فرهاد كاظمی ) 13 –فجر سپاسی ( غلام پیروانی )7 –ذوب آهن ( ساموئل دارابینیان )14 – برق شیراز ( ابراهیم قاسمپور )
نام مربیان غایب در دوره دوم لیگ :
ناصرحجازی - محمد مایلی كهن - اصغر شرفی - محمد احمدزاده – حمید علیدوستی – بهرام عاطف – استانكر
اسامی مربیان مطرح وغایب در لیگ برتر :
مهدی مناجاتی – مجید جلالی – فیروز كریمی – امیر قلعه نوعی – بیوك وطنخواه – احمد شیخ لاری – جلال طالبی – حسن حبیبی – حمید درخشان – مایلی كهن – حجازی
تابلوی بازیهای دیدارهای هفته دوم لیگ برتر
صنعت نفت تعویقیاستقلال
پیكان ( 0 )پیروزی ( 1 )
ملوان ( 0 )پاس (2 )
سپاهان ( 1 )ابومسلم ( 1 )
ذوب آهن ( 0 )سایپا ( 1 )
فولاد ( 0 )فجر سپاسی ( 1)
استقلال اهواز ( 1 ) برق شیراز ( 2 )
تابلوی بازیهای دیدارهای هفته اول لیك برتر
پاس ( 1 )استقلال ( 3 )
برق شیراز (1 )پیروزی ( 2 )
صنعت نفت ( 1 )سپاهان (4 )
استقلال اهواز ( 1 )فولاد ( 2 )
ملوان ( 0 )فجر سپاسی ( 4 )
سایپا ( 0 )ابومسلم ( 1 )
ذوب آهن ( 0 )پیكان ( 0 )
برنامه هفته سوم ( یادواره مرحوم پرویز دهواری )
(تختی تهران )استقلال اهوازپیكان
( فولاد شهر اصفهان )ابومسلمذوب آهن
( تختی اهواز )پاسفولاد
( حافظیه شیراز )فجر سپاسیبرق شیراز
( تختی تهران )پیروزیسایپا
یكشنبه 12/8/81 عقب افتاده
(تختی انزلی )صنعت نفتملوان
سپاهانفولاد مباركهاستقلال
برترین های 6 بازی هفته دوم
بهترین تیم : سایپا
بهترین مربی : جیوانی می ( سایپا )
بهترین بازیكن : محمد منصوری ( برق شیراز )
بهترین دروازه بان : بهزاد غلامپور ( سایپا )
بهترین داور :جلال مرادی ( پیروزی – پیكان )
پدیده هفته :مجتبی جباری (ابومسلم )
گل هفته :اصلانیان به پیكان
بازی هفته :ابومسلم ، سپاهیان
میزبان هفته :مشهد
تیم منتخب هفته دوم ( بدون احتساب بازی استقلال – صنعت نفت )
غلامپور ( سایپا ) خرم زی ( فجر سپاسی ) هادی عقیلی ( سایپا ) سعید بیات ( سپاهان ) محمد سلطانی ( سایپا ) جباری ( ابومسلم ) مهدی شیری ( برق شیراز ) بابك ذوالرحمی ( فجر سپاسی ) حمید هدایتی ( پاس )امیر حسین اصلانیان ( پرسپولیس ) محمد منصوری ( برق شیراز )
لیگ از دریچه آمار ( هفته دوم )
10 گل هفته دوم را چه كسانی زدند ؟
از 10 گل زده شده 7 گل سهم مهاجمان و سه گل سهم هافبك ها بوده است .
در اولین دوره لیگ برتر در كل،سهم گلزنی هافبك های تیمها بیشتر از مهاجمان بود .
بهترین گلزن هفته دوم كسی نبود جز محمد منصوری كه هر دو گل تیمش را در یك بازی خارج از خانه وارد دروازه استقلال اهواز كرد .
عدم استقبال تماشاگران از مسابقات هفته دوم :
6 بازی هفته دوم را تنها 50 هزار تماشاگر از نزدیك دیدن كردند . از دیدار پاس – ملوان استقبال اندكی شد و در شهرستانها هم هنوز دیداری نبودكه باعث پر شدن تمام سكوها شود .
امار 66/1 گل برای هر بازی :
در 6 بازی هفته دوم تنها 10 گل زده شد كه بدون احتساب بازی استقلال – صنعت نفت آمار ضعیفی را نشان می دهد و حتی نسبت به 7 بازی هفته اول كه 20 گل رادر پیداشت كاهش ( 100) درصدی را نشان می دهد .
پرگل ترین بازی هفته دیدار استقلال اهواز با برق شیراز بود كه تنها سه گل داشت و در 3 بازی هم تنها یك گل از خط دروازه ها رد شده است .
در 6بازی هفته دوم 14 بازیكن با كارت زرد داوران و یك بازیكن ( حسین كاظمی – سایپا ) با كارت قرمز مواجه شده اند .این آمار نسبت به هفته اول كاهش نسبی و حكایت از كمتر دست به جیب شدن داوران دارد . میانگین 5/2 كارت در هر بازی بیانگر آن است كه تیمها نسبت به هفته اول كمتر خطا كرده اند .
40 درصد گلهای هفته دوم در 15 دقیقه پایانی به ثمر رسید :
4 گل از 10 گل هفته دوم از دقایق 75 تا 90 بازیها وارد دروازه شده ، درهفته اولدر دقایق پایانی تیمها جسارت بیشتری به خرج داده و بیشتر تهاجمی بازی می كردند .
سهم و عملكرد دروازه بانان تیمها در نصف شدن گلها در هفته دوم
در میان دروازه بانانی كه این هفته به میدان رفتند غلامپور چهره انگشت نمایی بود و غیر از او می توان از فنایی و رحمتی كه در بسته نگه داشتن دروازه خود موفق بودند نام برد .
در بازیپاس – ملوان ( نیما نكیسا )نیزفشارچندانیدروازه را تهدیدنمی کرد با این همه نمی توان از كنار اعتماد به نفس نكیسا بی تفاوت گذشت .
سایپا، ( بهزاد غلامپور ) هم دوره های او كجا هستند . بهزاد اگر خود را باور نداشت حالا از روی سكو تماشاگر بازی های لیگ بود بین او و سایپا یك رابطه ( دوسرسود )برقرار است . سایپا غلامپور را زنده نگه می دارد و بهزاد سایپارا از شكست نجات میدهد .
فولاد (ابراهیم میرزا پور ) درباره او ندیده هم می توان قضاوت كرد رجوع كنید به بازیهای هفته قبل لیگ یا بازیهای تیم ملی
ذوب آهن ، ( رسول زمانی )اشتباه بزرگی مرتكب نشد اما به هر حال گل خورد تا ذوب آهن در خانه ببازد .
فجر سپاسی،( مهدی رحمتی ) علیرضا پورمند آنقدر مسلط كار كرد كه رحمتی با آرامش درون دروازه ایستاد .
برق شیراز، (مائیس عزیزیان ) یك دروازه بان ارمنی حتماً آنقدر باید خوب باشد كه هر مربی که بیایدحاضر نشود او را كنار بگذارد .
استقلال اهواز ، ( حمیدرضا بابائی ) بدون خط دفاع مطمئن چه كاری می تواند بكند .
( آرمناك پطروسیان ) عقاب ایروان در هر آسمانی راحت پرواز می كند مهار توپ برای او ساده ترین كار دنیاست .
ابومسلم ، ( احمد خرمالی ) بعد از درخشش در هفته اول چیزی نمانده بود تا دوباره دروازه بان برتر شوداما با گلی كه از سعید بیات خورد موفق نشد .
پیكان ، ( مهدی واعظی ) 90 دقیقه عالی بود و نمره 20 گرفت اما در یك دقیقه آخر نمره او صفر شد .
پیروزی، ( داود فنایی ) پروین بایداز او ممنون باشد، او شوت های بسیار را گرفت و پیروزی را نجات داد.
برچسبها:
« لیگ برتر فوتبال ایران »
+
نوشته شده در شنبه چهارم خرداد 1392ساعت 2:3  توسط admin
|
شهید محمد حسین فهمیده
"رهبرما آن طفل دوازده ساله ای است که با قلب کوچک خود که ارزشش ازصدها زبان و قلم ما بزرگتر است ، با نارنجک خود را زیر تانک دشمن انداخت و آن را منهدم نمود و خود نیز شربت شهادت نوشید ."
( امام خمینی )
شهید فهمیده یکی از هزاران نونهال و دانش آموز بسیجی کشور است که با نثار خون خود بر طراوت و سرخی خون شهدای انقلاب اسلامی و جنگ تحمیلی افزود . او با سرمایه عظیمی از فهم و درک انقلابی وباورهای اسلامی به دنبال طوفان حوادث انقلاب ، وارد جنگ شد و با وجود سن کم خود در خونین شهر قهرمانی جاودانه گشت ، و با اقدامی شجاعانه ، نامش را در دفتر شهیدان زنده تاریخ میهنمان ثبت کرد .
امروز، شهید فهمیده به حق الگوی شایسته ای برای دانش آموزان بسیجی ، جوانان و نوجوانان کشور می باشد .
حماسه شهید محمد حسین فهمیده یادآور رشادتهای دوران دفاع مقدس و ارزشهای والای آن زمان می باشد . رهبر معظم انقلاب ، می فرمایند : " زنده نگه داشتن یاد و حادثه شهادت دانش آموزبسیجی ، شهید فهمیده از اصالتهای دفاع مقدس می باشد ."
شهید فهمیده نوجوانی خوش برخورد ، شجاع و فعال بود ، او به مطالعه علاقه زیادی داشت و با وجود اینکه به سن تکلیف نرسیده بود ، نماز می خواند و احترام خاصی برای والدینش قائل بود . شیفته و عاشق امام (ره) بود و با تمام وجود سعی در اجرای فرامین امام داشت . او می گفت : امام هر چه اراده کند همان را انجام خواهم داد ، من تسلیم او هستم .
نحوه شهادت
در جریان حمله به خرمشهر ، حسین می بیند که تانکهای عراقی به سمت رزمندگان اسلام هجوم آورده و درصدد محاصره و قتل عام آنها هستند .
او در حالیکه چند عدد نارنجک به کمرش بسته و تعدادی را در دستش گرفته بود به طرف تانکها حرکت می کند . تیری به پای او می خورد و مجروح می شود . بدون هیچ تردید از لابلای تیرها ، خود را به تانک پیشرو رسانیده و با نارنجک ، تانک را منفجر می کند و خود نیز تکه تکه می شود . پس از انفجار ، نیروهای دشمن گمان می کنند که حمله ای صورت گرفته ، روحیه خود را می بازند و به سرعت تانکها را رها کرده ، فرار می کند . در نتیجه محاصره شکسته می شود و پس از مدتی نیروهای کمکی سرمی رسند .
سید شهیدان اهل قلم ، حاج مرتضی آوینی ، شهادت محمد حسین فهمیده را اینگونه زیبا ترسیم می کند :
" ... شایستگان آنانند که قلبشان را عشق تا آنجا انباشته است که ترس از مرگ جایی برای ماندن ندارد . حکمرانان جزایر سرسبز اقیانوس بی انتهای نور ، که پرتوی از آن همه کهکشان آسمان دوم را روشنی بخشیده است . "
برچسبها:
شهید محمد حسین فهمیده
+
نوشته شده در شنبه چهارم خرداد 1392ساعت 2:3  توسط admin
|
زنان نام آور، زنان سخنور
حضرت معصومه(ع) «- 201 ه.ق»
فاطمه، دختر امام موسی کاظم(ع) وخواهر امام رضا(ع) از پرهیزگارترین زنان شیعه است . درباره علت و تاریخ شهرت این بانو به«معصومه» اظهار نظرقطعی دشوار است ، فقط می توان حدس زد که در آن زمان به این نام مشهور بوده است.ایشان درسال 201 ه.ق،یک سال پس از ورود امام رضا(ع) به مرو،برای دیدن برادرشان از مدینه به قصد مرو بیرون آمدند اما دربین راه ودرشهر ساوه بیمار شدند؛ پرسیدند که بین ساوه وقم چقدر مسافت است و چون به ایشان گفتند ده فرسخ ، خدمتکار خود را فرمود تا اورا به قم آورد ودرقم خانه موسی بن خزرج بن سعد اشعری اقامت نمودند ، به روایت دیگر- وبه نوشته حسن بن محمد بن حسن قمی در"تاریخ قم" ، به روایات صحیح- چون شبانگاه خبربه آل سعد رسید،موسی خزرج درهمان شب از قم به قصد ساوه بیرون آمد تا ایشان را به قم دعوت کند او پس از دیدار حضرت و پذیرفتن دعوت وی،خود افسار شتر ایشان راگرفت وبه منزل خویش درقم آورد ، حضرت پس از هفده روز اقامت درخانه موسی بن خزرج ودر حالیکه بیمار بودند درگذشتند.
پیکرشان راغسل داده وکفن کردند ، موسی بن خزرج بر ایشان نماز خواند ودر محلی که به نام «بابلان» موسوم بود دفن کردند. پس از دفن ، برسر خاک این بانوسایبانی از حصیر برافراشتند تا آنکه زینب- که به نوشته تاریخ قم، دختر امام محمد تقی(ع) بود وپس از سال 256 ه.ق به قم آمد- به جای آن قبه ای بنا نهاد. ازآن پس بسیاری از زنان ومردان علوی در اطراف مرقد ایشان دفن شدند.از همان روز نخست،آن مرقد زیارتگاه پیروان و دوستداران خاندان پیامبر(ص)بود وحتی در قرن سوم و چهارم نیز از شهرهای دیگر مانند ری برای زیارت بدانجا می رفته اند. بنای مرقد از 350 ه.ق به بعدتغییر تحولات فراوانی یافت.بسیاری از پادشاهان، امرا وبزرگان به گسترش مرقد وتجدید بنای آن همت گماشتند. در دوره صفویه و قاجاریه توجه فراوانی به بازسازی وگسترش فضای صحن ، حرم و تزیینات آن شد تا اینکه به صورت فعلی درآمد.امروزه آستانه حضرت معصومه (ع) پس از آستانه حضرت رضا(ع)معروفترین وبزرگترین زیارتگاه ایران است.روایت شده است که حضرت صادق (ع)به گروهی از مردم ری که به دیدنشان رفته بودند بشارت دفن یکی ازنوادگانشان را به نام فاطمه درقم داد و در فضیلت زیارت مرقدآن بانو تأکید نمود. درباره عمر حضرت معصومه(ع) نیز روایات متفاوت است؛ سن ایشان را هیجده وبیشتر نیزنوشته اند.
نظر به اینکه پدرشان ،امام موسی کاظم(ع)درسال179ه.ق به دستور هارون الرشید دستگیر و زندانی شدند وچهار سال در زندان ماندند وهمانجا به شهادت رسیدند وحضرت معصومه(ع) درسال 201 ه.ق ازدنیا رفتند ، سن ایشان حداقل بیست دو سال بوده است.
آن حضرت اززنان عالم ومحدث بود و روایات متعددی از طریق ایشان درکتب حدیث شیعه و اهل سنت آمده است.
برچسبها:
زنان نام آور,
زنان سخنور
+
نوشته شده در شنبه چهارم خرداد 1392ساعت 2:3  توسط admin
|
مقصدت كجاست؟
فلسفه خلقت انسان
«در بند آن باش كه من كيم و چه جوهرم؟ و به چه آمدم و به كجا ميروم؟ و اصل من از كجاست؟ و اين ساعت در چهام؟ و روي بهچه دارم؟» سلسله مباحث (فلسفه خلقت انسان) درصدد پاسخ به اين سوالات مهم است.
هدفداري آفرينش در قرآن
از نظر قرآن جهان هستي بيهوده آفريده نشده است، بلكه همواره اجزا و عناصر جهان داراي هدف است.
در آيه زير به هدفداريخلقت جهان و انسان اشاره شده است:
« إِنَّ فِي خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَاخْتِلاَفِ اللَّيْلِ وَالنَّهَارِ لآيَاتٍ لِّأُوْلِي الألْبَابِ »
هر آينه در آفرينش آسمانها و زمين و آمد و شد شب و روز ، خردمندان راعبرتهاست.(آل عمران/190)
آيه فوِق انسانها را به تدبّر و انديشه در حقيقت آسمانها و زمين وا ميدارد تا هر انساني به اندازه استعداد خود اسرار آفرينش را دريابد. و به راستي كه نگرش دقيق به آسمانها و زمين، آدمي را با نظام حيرتآور حاكم بر آنها آشنا ميسازد. نظامي كهمطالعه آن، انسان را به هدفداري عالم آفرينش واقف ميسازد.
جهان هستي از وجودي عاطل و باطل برخوردار نيست. جهان آفرينش داراي مقصد و مقصودي است كه براي رسيدن به آن مقصد و مقصود آفريده شدهاست.
صرف مشاهده عالم هستي بدون انديشه و تفكر نميتواند هدفداري عالم را به انسان نشان دهد و چه بسيار دانشمنداني كه ساليان دراز به مشاهده و مطالعهجهان هستي ميپردازند، اما از آنجا كه نميكوشند تا چهره نشانه بودن عالم را درك كنند به هدفداري هستي توجه نميكنند. در واقع اگر كسي به مشاهده جهان هستي بپردازد، نظم و قانون حاكم بر همه اجزا و عناصر آن را درمييابد و پس از تفكر در اين زمينه است كه آدمي پي ميبرد كه اين نظم حاكم بر عالم نميتواند به خود اجزاي جهان مستند باشد، بلكه بايد به نيرويي فوقِ عالم ماده و طبيعت متصل باشد، كه هر لحظه فيض وجودي او كاروان هستي را به سر منزل مقصود ميكشاند.
« قَالَ رَبُّنَا الَّذِي أَعْطَى كُلَّ شَيْءٍ خَلْقَهُ ثُمَّ هَدَى »
گفت : پروردگار ما همان کسي است که آفرينش هر چيزي را به او ارزاني داشته، سپس هدايتش کرده است. (طه/50)
در آيه فوِق به دو نكته مهم اشاره شده است.
نكتة اوّل اينكه خداوند به هر موجودي آنچه را كه لازم داشته، اعطا كرده است. هر گياه و جانداري را كه مورد مطالعه قرار دهيم، در مييابيم كه هر يك هماهنگي كامل با محيط زيست خود داشته و آنچه را كه مورد نيازش است دارا ميباشد.
نكته دوم مسئله هدايت و رهبري موجودات است. يعني هر يك از موجودات از نيروهايشان در مسير ادامه حيات خود استفاده ميكند تابه هدف وجودي خود نايل آيند.
« وَمَا خَلَقْنَا السَّمَاء وَالْأَرْضَ وَمَا بَيْنَهُمَا بَاطِلًا »
ما اين آسمان و زمين و آنچه را که ميان آنهاست به باطل نيافريده ايم. (ص/ 27)
آيه فوِق نشانگر آن است كه عالم هستي بيهوده آفريده نشده است.جهان هستي از وجودي عاطل و باطل برخوردار نيست. جهان آفرينش داراي مقصد و مقصودي است كه براي رسيدن به آن مقصد و مقصود آفريده شدهاست. جهان و همه اجزا و ابعاد آن از هدف و غايتي خاص برخورد است كه به سوي آن در حركت است.
اين آيه هدفداري حيات انساني را ثابت كرده و به همگان گوشزد ميكند كه انسان بيهوده آفريده نشده است. انسان موجودي باطل و به خود رها شده نيست كه بر اثر يك سلسله عوامل حساب شده و تصادف كر و كور به جهان پرتاب شده باشد، بلكه انسان براي رسيدن به مقصدي آفريده شده و بازگشت و رجوع او به سوي مبداء آفرينش است.
علي عليهالسلام هم در نهجالبلاغه از هدفداري انسان و جهان چنين سخن به ميان آورده است:
فَان َّاللّهَ سُبحانَهُ لَم يَخلُقُكُمْ عَبَثاً و لَمْ يَتْرُكُكُمْ سُديً
خداوند سبحان شما را بيهوده نيافريده و به حال خود وانگذاشتهاست.
لَمْ يُرسل الاَنبياء لَعِباً و عَبَثاً ولا خَلقَ السَّماواتِ و الاَرضَ و بَيْنَهُما باطلاً
پيامبران را با بازي و بيهوده نيافريد و آسمانها و زمين و آنچه را كهدر آن است به باطل نيآفريد.
منبع:
نصري، عبدالله، کتاب فلسفه خلقت انسان، با اندکي تصرف
برچسبها:
مقصدت كجاست
+
نوشته شده در شنبه چهارم خرداد 1392ساعت 2:3  توسط admin
|
بود غیبت مَرد مُردار خوردن
"و لا یَغتَبْ بَعْضُکُمْ بَعْضاً اَیُحِبُ اَحَدُکُمْ اَنْ یَأکُلَ لَحْمَ اَخیه مَیْتاً فَکَرِهْتُمُوه وَ اتقوُا الله اِنَّ اللهَ تَوابٌ رحیم"هیچ یک از شما ازدیگری غیبت نکند ، آیا فردی از شما دوست دارد جسد گوشت برادرخویش را بخورد؟ قطعا کراهت دارید. متقی باشید و راه تقوا را درپیش گیرید، خدا مهربان و توبه پذیر است.( سوره حجرات آیه 12)
آیات اخلاقی قرآن که با هدف بهسازی اخلاق و "درون اصلاحی" افراد جامعه نازل گردیده، نه تنها هیچ مسئله اخلاقی را از قلم نیانداخته بلکه متناسب با هر موضوع و سوژه ای از زبانی خاص و بیان ویژه ای استفاده کرده که به شدت تاثیرگذار و هدایتگر است که این خود یکی از جهات اعجاز قرآن است.
قرآن شریف در بحث (غیبت) و تبین زشتی و حرمت آن به تشبیه و تمثیل روی آورده و (غیبت) را به خوردن تکه های گوشت برادر مرده خویش تشبیه کرده است.
غیبت، پشت سرگویی، هتک آبرو و حیثیت افراد و اظهار عیب و نقص در غیابشان می باشد و عملی شدیدا غیر اخلاقی و زشت است که قرآن کریم مؤمنان را از آن برحذر داشته و می فرماید:
( ولا یغتب بعضکم بعضا" هیچکس نباید از دیگری غیبت کند.)
در فقه و اخلاق اسلامی نیز غیبت از گناهان کبیره شمرده شده است.
در بسیاری از موارد شیوه بیان قرآن شیوه تمثیلی و تشبیهی است ، قرآن چهره شخصی را ترسیم می کند که گوشت برادرمرده خویش را به دندان می کند و می جود، تصویری شبیه یک کابوس ، کابوس وحشتناکی که مو بر اندام انسان راست می کند و حتی تصورش هم برای انسان مشکل و ترسناک است ، کابوسی که متاسفانه چندان هم دور از واقعیت نیست ، واقعیت تلخ برادرخوری!
بود غیبت مَرد مُردار خوردن ازاین لقمه کن پاک کام و دهان را
دو نفر نزد پیامبر آمدند، تا چشم پیامبر(ص) به آنها افتاد ، فرمود: ( شما گوشت خوردید ) . گفتند : یا رسول الله ! ما امروز اصلا چیزی نخوردیم . فرمود: " شما گوشت خورده اید ، من آثار و تکه های گوشت را در دهان شما می بینم "، آنها انکار کردند . پیامبر(ص) فرمود : شما امروز گوشتهای تن سلمان و اسامه را جویدید، شما از آنها غیبت کردید.
قرآن می فرماید: "شما هیچ کدام حاضرنیستید گوشت برادر مرده خود را بخورید ، پس چرا غیبت می کنید؟!"
اینکه قرآن غیبت را به خوردن گوشت مرده، آنهم مرده برادر تشبیه می کند بدین جهت است که عمق زشتی و قباحت آن را بیان کند، چه اینکه خوردن گوشت انسان حرام است و زشت تر ازآن ، خوردن گوشت انسان مرده ، آن هم برادر مرده خویش است.
غیبت هندسه برادری را ویران و قصه دوستی را تباه می کند.
بیا تا قدریکدیگر بدانیم که تا ناگه زیکدیگرنمانیم
غرض ها تیره دارد دوستی را غرض ها را چرا از دل نرانیم
کریمان جان فدای دوست کردند سگی بگذار ما هم مردمانیم
" آبروی برادر مسلمان همچون گوشت تن اوست و ریختن این این آبرو به وسیله غیبت و افشای اسرار پنهانی ، همچون خوردن گوشت تن اومی باشد و تعبیر به (میتا) به خاطر آن است که غیبت در غیاب فردی صورت می گیرد که همچون مردگان، قادر به دفاع از خویشتن نیست و این ناجوانمردانه ترین ستمی است که ممکن است انسان درباره برادر خود روا دارد."
ونیز دراین کتاب آمده است : دو کس غیبت مؤمنی می کردند ، رسول خدا – که از نزدیک آنها عبور می کرد، از آن آگاهی یافت – آن دو با اندک فاصله ای به دنبال پیامبر حرکت کردند، و به محلی رسیدند که مرداری افتاده بود، پیامبر برگشت و به آنها فرمود: ( از این مردار بخورید ) . گفتند : یا رسول الله ! مرداری بدین صعبی، چون توان خورد؟! فرمود آنچه شما خوردید ازاین صعب تر بود.!
آن کس که لوای غیبت افراخته است او از تن مردگان غذا ساخته است
میمون بن سَیّاه می گوید: شبی در خواب دیدم که به مرداری برخوردم . صدایی شنیدم که می گفت: آن را بخور! گفتم خدایا چگونه مردار خورم ؟! دوباره ندا آمد : همان گونه که غیبت می کنی .
خدای متعال به موسی گفت: " موسی ! غیبت کننده اگر توبه کند، آخر کس است که به بهشت می رود و اگر توبه نکند و با این گناه بمیرد ، اول کس است که به دوزخ درآید."
ازیکی از پارسایان " ربیع بن خثیم " پرسیدند: نشنیده ایم از کسی غیبت کرده باشی !!
گفت : هنوز مشغول خویشم و از خویش ناراضی ، فرصت کو تا به دیگری بپردازم!
آن کس که به غیبت خلق پرداخته است زآنست که عیب خویش نشناخته است
در حکایت هفتم از باب دوم گلستان- شیخ اجل سعدی آمده است :
" یاد دارم که در عهد طفولیت متعبد بودم و شب خیز و مولع زهد و پرهیز، شبی به خدمت پدر نشسته بودم و همه شب دیده بهم نبسته و مصحف عزیز در کنار گرفته، و طایفه ای گرد ما خفته، پدر را گفتم : از این یکی سر برنمی دارد که دوگانه ای برای یگانه گزارد؟ چنان خفته اند که گویی مرده اند؟ گفت: " ای جان پدرتونیز اگر بخفتی به که در پوستین خلق افتی "
یک از بزرگان ، پارسایی را گفت : چه گویی در حق فلان عابد که دیگران در حق او به طعنه سخنها گفته اند؟ گفت: ( در ظاهرش عیب نمی بینم و از باطنش عیب نمی بینم و از باطنش غیب نمی دانم )
زبان کرد شخصی به غیبت دراز بدو گفت داننده ای سرفراز
که یاد کسان پیش من بد مکن مرا بدگمان در حق خود مکن
پیامبر خدا فرمود : "شبی که به معراجم بردند بر جمعیتی عبور کردم که با ناخن های مسی، صورت و گوشت خود را می خراشیدند و می کندند. گفتم یا جبراییل ! اینها کیانند؟ گفت : کسانی که گوشت مردم می خورند و آبروی خلق می ریزند."
عیب درویش و توانگر به کم و بیش بد است کار بد مصلحت آنست که مطلق نکنیم
برچسبها:
بود غیبت مَرد مُردار خوردن
+
نوشته شده در شنبه چهارم خرداد 1392ساعت 2:3  توسط admin
|
نکاتی در مورد هرم غذایی
زیبایی هرم غذایی ساده بودن آن است. به نظر می رسد این هرم بسیار قابل انعطاف طراحی شده است . مثلا فردی که از آن استفاده می کند می تواند پنیر را جایگزین شیر کند زیرا هر دوی اینها مواد مغذی اصلی گروه شیر، ماست و پنیر را تامین می کنند. همچنین می توان حبوبات (بنشن) و آجیل را به جای گوشتها مصرف کرد ، در واقع این کاری است که گیاهخواران انجام می دهند .
هرم غذایی تمایل دارد که گوشتها و محصولات حیوانی مانند شیر، پنیر، تخم مرغ را کم اهمیت جلوه دهد و بر مصرف غلات، میوه ها و سبزی ها تاکید ورزد. این بدان معنی نیست که این مواد ارزش غذایی ندارند بلکه اهمیت میوه و سبزی را که امروزه مصرفشان کمرنگ شده نشان می دهد . بسیاری از ما به خوردن گوشت و غذاهای حیوانی خیلی اهمیت می دهیم در صورتیکه نمی دانیم میوه ، سبزی و حتی مواد نشاسته ای مثل نان نیز با اهمیت هستند و باید سهم بیشتری در غذای روزانه ما داشته باشند.
در کشور کانادا راهنماهای غذایی را به صورت زیر به تصویر کشیدند،
همان طور که ملاحظه می کنید این شکل هم شباهت زیادی به هرم دارد به دلیل اینکه گروه نان بزرگترین بخش است و در درجه اول قرار دارد، گروه میوه و سبزی ادغام شده اند و پس از گروه نان (همانند هرم) قرار دارند ،سپس گروه لبنیات و بعد گروه گوشت واقع است . مشاهده می کنید که برای چربی ها و شیرینی ها گروه غذایی خاصی قرار داده نشده است .
از دیگر نکاتی که می توان درمورد این هرم ذکر نمود اینست که :
1- به کودکان باید حداقل واحدهای هر یک از گروههای غذایی را داد . مثلا برای برنج 6 واحد در روز می دهیم ولی واحدمان را هم کوچکتر می کنیم. واحد برنج برای یک بزرگسال 2/1 لیوان پخته است ولی برای کودک 4/1 لیوان بزرگ و یا 2/1 لیوان کوچک . کودک بایستی هر روز 2 لیوان شیررا مصرف کند ولی واحد باید کوچکتر در نظر گرفته شود.
2- زنان باردار و شیرده برای تامین نیازهای بیشتر انرژی ، ویتامین و املاح به واحدهای بیشتری از میوه ها ، سبزی ها، گوشت و نان احتیاج دارند.
3- در هر وعده غذایی باید کوشید تا حداقل از سه گروه غذایی مختلف استفاده کرد. برای مثال ساندویچ تخم مرغ که درآن گوجه فرنگی ، کاهو و جعفری خرد شده استفاده شود ؛ در چنین غذایی از سه گروه گوشت، سبزی و غلات، استفاده شده است. شما میزان واحدهای هر یک از گروههای غذایی را می دانید پس می توانید تعداد واحدهایی را که باید هر روز مصرف کنید در نظر بگیرید و میزان مواد غذایی که باید روزانه از هر گروه مصرف کنید بدست آورید . مثلا اگر غذای هر روزشما با نان است ، بهتر است بدانید که می توانید از صبح تا شب به اندازه 6 کف دست ( حداقل میزان ) نان بخورید. برای گروههای دیگرهم می توانید چنین کاری انجام دهید.
4- برای میان وعده ها بهتر است که یک واحد میوه، یک کاسه کوچک شیر و غلات آماده یا مخلوط ماست و میوه مصرف کنید. هرم غذایی در عین حال این محدودیت را دارد که شما کالری غذاهایی را که مصرف می کنید نمی دانید اما اگر بخواهید رژیم دقیقی داشته باشید باید از یک رژیم شناس بخواهید تا آنرا برای شما تهیه کند
به طور کلی هرم غذایی به شما کمک می کند تا بدانید که باید در مصرف غذاها تنوع داشته باشید و بدانید که باید به چه نسبتی از گروههای غذایی استفاده کنید.
برچسبها:
نکاتی در مورد هرم غذایی
+
نوشته شده در شنبه چهارم خرداد 1392ساعت 2:3  توسط admin
|
آدم (ع)
آدم (ع) یا ابوالبشر، خلیفة الله، صفی الله و معلم الاسماء، طبق نص کتاب مقدس و قرآن مجید ، نخستین انسانی است که خداوند از خاک آفریده است. آدم در اصل، کلمه ای است عبری به معنای خاکی یا سرخ رنگ.
در پیامبر بودن آدم بین مفسران و دین پژوهان بحث و اختلاف نظر است. در قرآن اشاره ای غیر صریح به پیامبری او هست ( آل عمران، 33). خداوند آدم را به خلیفگی خود آفریده است (بقره، 20) آدم و همسرش حوا به شادکامی در بهشت به سر می بردند، تا از امر الهی، به اغوای شیطان سرپیچی کردند و به طمع جاودانه شدن از میوه درخت ممنوعه خوردند و به امر الهی از بهشت رانده شدند (= هبوط)
حافظ این شاعر بلند آوازه ایرانی دراین زمینه چنین می گوید:
جایی که برق عصیان بر آدم صفی زد ما را چگونه زیبد دعوی بی گناهی.
برچسبها:
آدم,
ع
+
نوشته شده در شنبه چهارم خرداد 1392ساعت 2:3  توسط admin
|
گروه های غذایی هرم
عزیزان ، با مطلب گذشته دانستید که هرم غذایی چیست و هدف از تنظیم آن مصرف امن و کافی از مواد غذایی برای تامین نیازهای بدنمان می باشد. گروههای غذایی را شناختیم،
گروه نان ، گروه سبزیها ، گروه میوه ها ، گروه گوشت و گروه لبنیات
. در هر کدام از این گروهها مقداری از مواد مغذی - نه همه آنها – برای شما فراهم می شود. غذای یک گروه نمی تواند بجای غذای گروه های دیگر مصرف شود وهیچکدام ازگروههای غذایی هرم از گروه دیگر مهمتر نیست. درواقع انسان برای سلامت خود به همه گروهها نیازمند است.
گروه نان:
شامل غلات کامل ( گندم، جو ، جودوسر، ارزن)، برنج، و انواع ماکارانی( لازانیا، رشته فرنگی، رشته پلویی و رشته آشی) است. این گروه کربوهیدرات پیچیده و فیبرهمچنین ویتامینهای خانوادهB و املاحی چون آهن و پروتئین مورد نیار بدن ما را تامین می کند.
گروه سبزیها:
شامل بسیاری ازسبزیهای متنوع از جمله سبزیهای سبزرنگ ( مثل سبزی خوردن) ، صیفی جات و سبزیهای نشاسته ای ( مثل باقالا) است . این گروه تامین کننده املاح و ویتامین مورد نیازماست از جمله ویتامینA , C واملاح کلسیم و منیزیم همچنین تامین کننده فیبرنیز می باشد.
گروه میوه ها:
شامل انواع و اقسام میوه هایی است که شما با آن آشنا هستید . این گروه تأمین کننده فیبر، ویتامینA ,C و پتاسیم است. این گروه با اهمیت است چرا که فاقد سدیم چربی و کلسترول می باشد.
گروه گوشت:
شامل گوشت قرمز، گوشت ماکیان، ماهی، تخم مرغ و حبوبات است .
این گروه غذایی برای تامین پروتئین، فسفر، ویتامین هایB12, B6,B3 , B1 و بسیاری از املاح چون آهن می باشد . حبوبات زیر گروه سبزیهای نشاسته ای هستند ولی چون از نظرغذایی ، محتوای پروتئین واملاح شبیه گوشت هستند دراین گروه قرار دارند.
گروه لبنیات:
شامل شیر، ماست و پنیر است بهترین منبع تامین کننده کلسیم هستند و تامین کننده پروتئین ویتامینB12 , A , B2 می باشند.
چربیها:
چربی ها ، روغنها و شیرینیها این دسته از آنجا که کالری رژیم را تأمین می کنند قابل توجه هستند اما چون دارای مواد مغذی کمی می باشند مصرف به کمترین میزان توصیه می شود . این گروه شامل : کره، مارگارین، سس سالاد، روغنها، مایونز، خامه، پنیرخامه ای، سرشیر، چیپس ها است و مواد قندی که شکلاتها، آب نبات، شیرینی کیک، نوشابه، شربت، ژله، دسر، مربا، شکر و عسلاست .
میزان مصرف مجاز از هرگروهگروه غذایی
11- 6 واحددرروز
5- 3واحد درروز
4- 2واحد درروز
3-2 واحددر روز
3-2 واحددرروزگروه نان
گروه سبزیها
گروه میوه ها
گروه شیر
گروه گوشت
واحدهای گروههای غذایی چه اندازه است؟
1 واحد از گروه نان = 1 برش نان ( تافتون، سنگگ، بربری) به اندازه کف دست 30 گرم
2/1 لیوان برنج پخته یا ماکارانی پخته
4/3 لیوان از غلات آماده خشک
1 واحداز گروه سبزی = 1 لیوان سبزی خام خرده شده ( 1 لیوان سالاد)
2/1 لیوان سبزی پخته
1واحد از گروه میوه = 1 عدد میوه متوسط مثل یک سیب متوسط
4/3 لیوان آب میوه
1 واحد از گروه گوشت = 60 گرم گوشت یا یک تخم مرغ
2/1 لیوان حبوبات پخته
1 واحد از گروه لبنیات = 1 لیوان شیر یا یک لیوان ماست
2 لیوان دوغ
بیان این واحدها تنها به این منظور است که شما بدانید آیا مصرف روزانه شما از گروههای غذایی درحد مورد نیاز است یا خیروآیا خیلی کمتر ازاین میزانها مصرف می کنید ؟ پس مطمئنا در آینده ای نزدیک مبتلا به کمبود مواد غذایی خواهید شد و یا اینکه خیلی بیشتر مصرف می کنید؟ پس اضافه وزن و چاقی در انتظار شماست.
ولیکن با وجود تعیین میزان دقیق انرژی مورد نیازو تنظیم یک رژیم صحیح بر اساس تمایلات و شرایط خاص شما بر عهده یک رژیم شناس است و تنظیم رژیم های دقیق چاقی ولاغری باید فردی صورت گیرد.
برچسبها:
گروه های غذایی هرم
+
نوشته شده در شنبه چهارم خرداد 1392ساعت 2:3  توسط admin
|
مفاهیم سور
سوره کافرون
وجه تسمیه این سوره آن است که در آغاز آن ، شیوه گفت وگوی نرم و در عین حال قاطع با کافران به رسول الله (ص) آموخته می شود که در نهایت می فرماید : لکم دینکم ولی دین ( دین شما از آن شما و دین من از آن من ) . مفسران بر آنند که این دستور که در عین نرمی وملایمت بیان شده ، متعلق به آغاز دعوت پیامبر (ص) است و چون انقلاب تکاملی اسلام اوج گرفت ، به پیامبر (ص) و مسلمانان اجازه جهاد و قیام مسلحانه داده شد .
این سوره ، 6 آیه و 27 کلمه دارد . به ترتیب مصحف ، صدو نهمین ، و به ترتیب نزول هجدهمین سوره قرآن ومکی است . دومین سوره از سوره های مقولات است که با کلمه قل ( بگو ) آغاز می شود . همچنین از سوره های مخاطبات است که دارای خطاب به پیامبر (ص) و قصار( کوتاه ) می باشد . به این سوره و سه سوره دیگر " اخلاص (قل هو الله احد )، فلق ( قل اعوذ برب الفلق ) و ناس ( قل اعوذ برب الناس ) مجموعاً چهار قل می گویند .
سوره نصر
وجه تسمیه این سوره آن است که از نصر ( نصرت و پیروزی الهی در غلبه نهایی اسلام و فتح مکه ) سخن می گوید . نامهای دیگر آن یکی اذا جاء است که با همین کلمات آغاز می شود : [ اذا جاء نصر الله و الفتح ( چون نصرت و پیروزی فرارسد) ] ، دیگری تودیع ( زیرا در حقیقت در آن وداع خداوند و جبرئیل با رسول الله (ص) و پایان گرفتن وحی است ) .
این سوره 3 آیه و 19 کلمه دارد . به ترتیب مصحف صدودهمین و به ترتیب نزول صدو چهاردهمین ( آخرین ) سوره قرآن و مدنی است . از سوره های زمانیه ( که با اذا آغاز می شود ) و همچنین از سوره های قصار ( کوتاه ) است .
سوره کوثر
وجه تسمیه این سوره آن است که خداوند در آغاز آن از نعمت کوثر که به حضرت رسول (ص) عطا فرموده ، سخن گفته است . مفسران کوثر را به چند وجه معنی کرده اند 1. خیر کثیر 2. حوض معجزه آسای کوثر در بهشت 3 . حضرت زهرا ، سلام الله علیها ، که نسل مقدس پیامبر (ص) از ایشان باقی مانده است . نام دیگر آن : انا اعطیناست زیرا آغاز آن چنین است : انا اعطیناک الکوثر ( ما به تو کوثر بخشیده ایم ) .
این سوره 3 آیه و 10 کلمه دارد . به ترتیب مصحف صدو هشتمین ، و به ترتیب نزول پانزدهمین سوره قرآن و مکی است . همچنین از سوره های قصار و کوتاه ترین سوره قرآن است ( بلندترین سوره قرآن بقره است ) .
سوره ماعون
وجه تسمیه این سوره آن است که در آخرین آیه آن رفتار کسانی که از « ماعون » جلوگیری می کنند تخطئه شده ، مفسران ماعون را زکات ، یا لوازم زندگی که گاهی دوست و آشنا و همسایه به امانت می گیرند معنی کرده اند . نامهای دیگر این سوره یکی اَرَأیت الذی ( که با همین کلمات آغاز می شود ) ، دیگر دین ، و دیگر تکذیب .
این سوره 7 آیه و 25 کلمه دارد . به ترتیب مصحف صدو هفتمین ، و به ترتیب نزول هفدهمین سوره قرآن و مکی است . همچنین از سوره های قصار است .
سوره قریش
وجه تسمیه این سوره آن است که درباره همبستگی قریش [ لایلاف قریش ] نازل شده است و خداوند توصیه فرموده است که اساس و محور این همبستگی پرستش خداوند صاحب خانه کعبه است ، که گرسنگی آنان را به سیری و رفاه ، و ناامنی آنان را به امن و آرامش بدل کرده است . نام دیگر این سوره ایلاف است . 4 آیه و 17 کلمه دارد . به ترتیب مصحف صدو ششمین ، و به ترتیب نزول بیست و نهمین سوره قرآن ، و مکی است . همچنین از سوره های قصار است .
سوره فیل
وجه تسمیه این سوره آن است که توصیف می کند چگونه خداوند بر سر سپاه طغیانگر ابرهه – سردار افسار گسیخته حبشی که بانگ ویرانسازی کعبه را داشت - بلا نازل کرد ، یعنی فرمود تا پرندگان فوج فوج ( که هیأت پرواز دُرناگونه آنان ابابیل نام دارد ، و ابابیل نام پرنده خاصی نیست ) با سجیل یعنی سنگ – گل گلوله وار– آنان را بمباران کنند ، و اینان را در این سوره ، اصحاب فیل ( فیلسواران ) نامیده است . نام دیگر آن الم تر است . [ زیرا آغاز آن چنین است : الم ترکیف فعل ربک باصحاب الفیل : آیا ندانسته ای که پروردگارت با فیلسواران چه کرد ؟ ] .
این سوره 5 آیه و 23 کلمه دارد . به ترتیب مصحف صدو پنجمین ، و به ترتیب نزول نوزدهمین سوره قرآن و مکی است . جزو سوره های قصار است .
سوره همزه
وجه تسمیه این سوره آن است که در آیه اول آن ، این کلمه به کار رفته است [ ویل لکل همزة لمزه : وای بر هر عیبجوی طعنه زن ].
این سوره 9 آیه و 33 کلمه دارد . به ترتیب مصحف صدو چهارمین و به ترتیب نزول سی و دومین سوره قرآن و مکی است . همچنین از سوره های قصار ( 17 سوره کوتاه پایانی قرآن به اضافه سوره فاتحه ) است . در این سوره از این توهم کافران مال پرست که گمان می کنند مالشان آنان را جاودانه می دارد ، و سرانجام سراز جهنم درمی آورند ، سخن گفته شده است .
برچسبها:
مفاهیم سور
+
نوشته شده در شنبه چهارم خرداد 1392ساعت 2:3  توسط admin
|
نماز، نیایش عاشقان
آنچه مسلم است نماز دردین اسلام به عنوان برترین عبادت شناخته شده و از آن به عنوان کلید بهشت یاد می شود ، سعی ما بر این است که درباره این نیایش عاشقانه نکاتی ارائه نماییم :
(می توانید درآینده پیگیراین بحث بوده و نکات دیگری را نیز در زمینه نماز مطالعه نمایید)
نماز در رأس همه عبادات است
در ایام ویژه مثل شب قدر ، اعیاد اسلامی ، جمعه ، و هر شب و روزی که دارای فضیلت و ارزش است و برای آن دعا و مراسمی مخصوص است مثل شب مبعث ، شب میلاد ، شب جمعه ، معمولاً نمازهای مخصوصی هم وارد شده است . شاید نتوان ایام مقدسی را پیدا کرد که درآن برنامه نماز نباشد .
نماز پر تنوع ترین عبادت است
اگرچه جهاد ، حج ، وضو و غسل هرکدام چند نوع دارد ، اما نماز انواع گوناگونی دارد ،درواقع با نگاهی ساده به حاشیه کتاب مفاتیح الجنان علامه محدث حاج شیخ عباس قمی درمی یابیم انواع گوناگونی از نمازها ذکر شده است که بررسی و جمع آوری آن نیاز به یک کتاب مستقل دارد . هر امام نمازی داشته غیر از نماز امام دیگر، نماز امام زمان علیه السلام غیر از نماز حضرت امیرالمومنین (ع) است .
نماز و هجرت
حضرت ابراهیم می گوید :
خداوندا ذریه خود را در منطقه خشک بی آب و گیاه قرار دادم ، پرودگارا برای اقامه نماز « ربنا انی اسکنت من ذریتی بواد غیر ذی زرع ربنا لیقموا الصلوة » .
آری وظیفه نمازخوانها آن است که با سفرها و هجرت ها به مناطق بد آب و هوا هم بروند تا شور و هیجان نماز عالمگیر شود .
ترک مهم ترین جلسات تاریخ به خاطر نماز
یکی از ادیانی که نامش در قرآن آمده « صابئین » است که به حضرت یحیی گرایشی خاص دارند ضمناَ برای ستارگان تاثیری قائلند و نمازو مراسم ویژه ای دارند که هنوز گروهی از آنان در خوزستان هستند .
این فرقه رهبری بسیار دانشمند ولی مغرور داشتند که بارها با امام رضا علیه السلام گفتگو کرد ولی زیر بار نمی رفت .
در یکی از جلسات امام رضا علیه السلام استدلالی کرد که او تسلیم شد و گفت :
« اَلْانَ لانَ قَلْبی » حالا روح من نرم شده حاضرم مکتب تو را بپذیرم که ناگهان صدای اذان بلند شد . امام رضا علیه السلام جلسه را ترک کرد ، مردم گفتند فرصت حساسی است وشاید بعدا چنین فرصتی پیش نیاید امام فرمود :
اول نماز ! ، واو که این تعهد را از امام دید علاقه اش بیشتر شد . امام بعد از نماز گفتگویش را با او ادامه داد و اودر نهایت ایمان آورد .
نماز اول وقت وسط جنگ
ابن عباس می دید که حضرت علی علیه السلام گاهی اوقات در وسط جنگ به آسمان نگاه می کند باز مقداری می جنگد باز نگاهی به آسمان می کند .
جلو آمد و پرسید چرا به آسمان نگاه می کنی .
فرمود : برای اینکه اول وقت نماز ازدستم نرود .
گفت : اکنون شما در حال جنگ هستید .
فرمود : از نماز اول وقت نباید غفلت شود .
آنجا که خواب از مناجات بهتر است
روزی رسول اکرم صلی الله علیه و آله نماز صبح را با جماعت خواندند و دیدند علی علیه السلام به مسجد نیامده است به سراغش رفتند در خانه علی علیه السلام را زده و پرسیدند چرا او امروز در جماعت شرکت نکرده ؟!
فاطمه علیها سلام گفت : علی دیشب تا صبح مناجات داشت ولی صبح خستگی او طاقت فرسا بود نمازش را در منزل خواند .
حضرت فرمود : به او بگوئید شبها به جای مناجات طولانی کمی بخوابد ولی نماز جماعت صبح را از دست ندهد ، خوابی که مقدمه جماعت باشد بهتر از مناجاتی است که حال جماعت را از بین ببرد …
برچسبها:
نماز,
نیایش عاشقان
+
نوشته شده در شنبه چهارم خرداد 1392ساعت 2:3  توسط admin
|
سخنت را شنیدم
وقتی ماه چهره در نقاب افق می کشد، ستارگان به انسان ها چشمک می زنند و فضای زیبایی را به وجود می آورندسرمایه های زیادی در دل شب نهفته است .
دانشمندان با مطالعه در شب ، به مراحل عالی علمی رسیده اند و بندگان عابد ، با راز ونیاز شبانه ، به مقام بندگی خدا دست یافته اند و بر افق انسانیت پرتو افشانی کرده اند، پس شب زیباست ...
مطالعه و تحقیق در شب و زمزمه بندگی خدا، راه پیشرفت و تکامل را بوجود می آورد .
کاروان سالاران نیزچنین می گویند : " تا شب نروی روز به منزل نرسی."
آری شب زیباست . لیکن در این بازار پر رونق زیبایی و عظمت ، بعضی با تلف کردن وقت و شب نشینی های مسموم ، به انحرافات اخلاقی کشیده شده و گاهی نیز با سرقت و دزدی عمر خویش را تباه می کنند و از قله فضیلت و انسانیت، به دره تباهی و تیره بختی سقوط می کنند.
عابد شب زنده دار و مرد دزد راه زن هر دو شب خیزند اما این کجا و آن کجا
آنکه به شب زنده داری برمی خیزد، با اراده ای مقدس و استوار، راه خیر و صلاح را پیش می گیرد.
و آنکه به دزدی و راه زنی می پردازد، با اراده پست شیطانی راه تیره روزی و تباهی را می پیماید ، اما برای هر گناه کاری راه امید باز است تا با تصمیمی جدی و اراده ای آهنین، خود را از منجلاب آلودگی ها و تباهی ها به قله شرافت و سربلندی برساند.
" فُضیل" فرزند "عیاض " در سال 105 هجری در"سمرقند" به دنیا آمد ودر"ابیورد"، از شهرهای "خراسان قدیم" بزرگ شد و به جوانی رسید.
فُضیل، جوانی باهوش، زیبا، خوش استعداد، پرتوان ، درشت هیکل وشجاع بود. اما در معاشرت دوستان ناباب ، به راه زنی و سرقت روی آورد.
او سالیانی را در فاصله دو شهر " ابیورد " و "سرخس" به راه زنی مشغول بود و شرارت راه زنی او چنان اوج گرفت که کمتر کاروانیجرأت می کرد شبانه در آن مسیرحرکت نماید.
فُضیل به خاطر بدنامی و رسوایی نتوانست درشهر خود بماند، بدین جهت سر به بیابان گذاشت و در شهر کوفه اقامت گزید و به حرفه نامشروع و خطرناک خود ادامه داد.
او به دزدی اموال مردم مبتلا شده بود ، دزدی اگرچه خود به تنهایی عملی زشت و ناپسند است اما لغزش ها وفسادهای دیگری را هم بدنبال دارد. این بیماری گاهی چنان مزمن و مسری می شود که احساس و عاطفه ، عقل و شعور، وجدان و دین و در نهایت غیرت و شخصیت انسان را نیز در کام خود می سوزاند.
فضیل جوان، به خاطر رفتار زشت خود، بسیار بدنام ، بی ارزش و مورد تنفر و انزجار همگان واقع شده بود ، چنین کسی نمی توانست مانند جوانان دیگر در میان مردم سر بلند باشد.
روزهای زندگی فضیل با پریشانی و آوارگی و تلخی می گذشت روزی هنگام عبور از کوچه ای ، چشمش به دختر جوان و زیبایی افتاد ، دل به دنبال چشم رفت و دختر جوان ، فضیل جوان را سخت گرفتار خود ساخت و اختیار از او ربود!
شب فرا رسید ، صبر کرد تا کوچه از رفت و آمد آرام گیرد. شب به نیمه نزدیک می شد، او به سمت خانه دختر جوان راه افتاد ، در حالیکه آماده می شد تا از دیوار خانه اش بالا رود و برگ دیگری بر اوراق گناهان و انحرافات خود بیافزاید ، ناگاه صدای شب زنده داری را شنید که با خدا راز و نیاز می کرد...
او در دل شب به قرائت قرآن مشغول بود و سوره "حدید" را می خواند، گویی سروش غیبی مأمور شده بود تا نغمه سر دهد و"فضیل گناه کار" را از این نقشه شیطانی بازدارد!
آوای قرآن همسایه با این آیه در گوش او طنین انداخت. " آیا وقت آن نرسیده است که دلهای اهل ایمان را در برابر یاد خدا و آن چه از روی حق نازل شده ، خاضع و فروتن و مطیع گردد؟ "
فضیل با شنیدن این سروش وحی ، تکانی خورد ، به خود لرزید و ناله سر داد : پروردگارا سخن تو را شنیدم ، دلم منقلب شد.از فکرشیطانی خود منصرف گردید ، آشفته حال و بی اراده ، در کوچه ها به راه افتاد. در راه، گذرش به میدانی افتاد که کاروانی بار انداخته بود و یکی از افراد دیگران را برای نماز بیدار می کرد تا پس از نماز، کاروان به سفر خود ادامه دهد. اما یکی از آنان گفت : هوا خوب روشن نشده و هنوز برای حرکت زود است ، ممکن است مورد هجوم و غارتگری " فضیل بن عیاض " واقع شویم.
فضیل آشفته حال، با شنیدن این سخن ، سخت ناراحت شد . عجب ! من تا به این حد خطرناک بودم ؟ خواب راحت را از چشم ها می گرفتم؟ فضیل به کاروان نزدیک شد و با ناله گفت : شما با خیال راحت می توانید حرکت کنید. دیگر " فضیل راه زن " وجود ندارد، فضیل من هستم، من دیگر توبه کردم و از اعمال گذشته خود دست کشیدم ........
فضیل از ظلم و ستم ، گناه کاری و تجاوز به جان و مال مردم دست برداشت و تا توانست ضررهایی را که به دیگران زده بود ، جبران کرد .
پس از مدتی اقامت در کوفه، روانه حج گردید . در مکه اقامت گزید و به عبادت و خدمت بندگان خدا پرداخت و بر اثر این انقلاب درونی و اراده استوار، گمراهی را به هدایت تبدیل کرد. به حضور امام جعفر صادق رسید و نزد آن حضرت به تحصیل دانش پرداخت ودر شمار یاران آن حضرت درآمد و به دیگران نیز علم آموخت.وی بیشتر عمر 82 ساله خود را در کنار کعبه ، به عبادت و تحصیل فضایل انسانی گذراند و از پارسایان معروف و مورد اعتماد شهر به شمار می رفت.
فضیل روز عاشورای سال 187 هجری مطابق با 803 میلادی در شهر مقدس مکه چشم از جهان فروبست و در سرزمین وحی، با سر افرازی و عاقبتی خیر ونیکو ، در دل خاک آرمید.
برچسبها:
سخنت را شنیدم
+
نوشته شده در شنبه چهارم خرداد 1392ساعت 2:3  توسط admin
|
" محمد حسن کرجی "
محمد فرزند حسن در کرج که اکنون شهری در نزدیکی تهران است چشم به جهان گشود. وی ایام کودکی خود را در کرج گذراند. در آن زمان، ری ، شهری آبادی و معروف بود. این شهر مرکز علمی بود و دانشمندان بسیاری در آن به تحصیل و تدریس می پرداختند. کرجی نیز برای تحصیل علوم مخصوصا ریاضی راهی ری شد و در آنجا این علم را در حد بالایی آموخت.
وی پس از اینکه ازاین علم سرمایه کافی اندوخت و از ارزش علمی بالایی برخوردار شد ، عازم بغداد شد. در بغداد کتاب معروف خود "الفخری" را نوشت . او در مقدمه کتاب انباط المیاه الخفیه "استخراج آبهای پنهانی" نوشته است که : در مدتی که در آنجا "بغداد" بودم ،به تصنیفی در حساب و هندسه پرداختم . سرانجام وقتی به سرزمین جبل "طبرستان" بازگشتم، مطالبی که از اوضاع عراق تصنیف کرده بودم در جبل گم شد و ناپدید گشت.
کرجی از بغداد به طبرستان می رود و از آنجا به ایران بازمی گردد. وی در کتاب استخراج آبهای پنهانی که اصل آن به زبان عربی است و آقای حسین خدیوجم در سال 1345 آن را به زبان فارسی برگردانده است، از مشاهدات خود در بعضی از شهرهای ایران از جمله ساوه و اصفهان سخن به میان می آورد.
کرجی نابغه ناشناخته و گمنام ایرانی با ابوریحان بیرونی ، زکریای رازی و ابن سینا هم عصر بوده و تقریبا 32 سال قبل از تولد ابوریحان زندگی را بدرود گفته است. این دانشمند ایرانی بنابر کاوش و تحقیق عده ای از دانشمندان شرق شناس 13 کتاب به رشته تحریر درآورده که تنها چند نسخه از آنها در کتابخانه های مختلف جهان به جای مانده است و بقیه ازبین رفته یا اینکه اثری از آنها وجود ندارد.
مهمترین کتاب کرجی "الفخری" است که نام کامل آن "الفخری فی صناعة الجبرو المقابلة" است. این کتاب از نظر تاریخ ریاضیات اهمیت دارد. زیرا علاوه برآنکه بسیاری از مطالبش بدیع و نومی باشد، مؤلف ، این کتاب را با شرح چگونگی محاسبات جبری شروع کرده و فصلی را به این مبحث اختصاص داده، درحالیکه در کتابهای جبر پیش از وی چنین چیزی به چشم نمی خورد. وی در مقدمه کتاب، علت نگارش آن را ناکافی بودن مطالب کتابهای قبلی و دستیابی خود به نکات جدید ذکر می کند.
کتاب دیگر کرجی "الکافی فی الحساب" است. تاریخ نویسان و ریاضیدانان کشورهای غربی از طریق ترجمه این کتاب توسط یک دانشمند آلمانی ، با کرجی و آثار او آشنا شدند و در نوشته هایشان به بحث درباره این کتاب پرداختند . این کتاب به سه بخش عمده حساب، هندسه و جبر تقسیم شده است.
"البدیع فی الحساب" دیگر کتاب کرجی است که نشان دهنده پیشرفت علم جبر تا اوایل سده پنجم نزد مسلمانان است . این کتاب بنابرنوشته خود کرجی در مقدمه آن ، زبده علم حساب ، ثمره و غایت آن است.
کتابهای دیگر کرجی عبارتند از : "علل حساب الجبر و المقابله و شرحها" و "مختصر فی الحساب و المساحة" ، "الاجذار" ، "المسائل والاجوبة فی الحساب" ، "کتاب العقود و البنیه" که درباره خانه سازی ، پل سازی ، قلعه سازی، کندن کاریزو مانند اینهاست . کتاب "فی حساب الهند" ، کتاب "فی الاستقرار" ، کتاب "نوادرالاشکال"، کتاب "الدور"، کتاب "الوصایا" و "المدخل فی علم النجوم" .
از آنچه به اختصار گذشت و با مراجعه به فهرست کتابهای که از کرجی در دست است یا به نام وی ذکر شده این مطلب به خوبی روشن می شود که کرجی نه تنها از جنبه نظری در ریاضیات دانشمندی توانا بوده، بلکه از نظرعملی و تطبیقی نیزدراین علم جایگاهی بلند داشته است .
تاریخ نویسان سال وفات او را حدود 420 هجری قمری تعیین کرده اند.
منابع:
- ریاضیدانان ایرانی ابوالقاسم قربانی
- فرهنگ دهخدا
- استخراج آبهای پنهانی ترجمه حسین خدیو جم
برچسبها:
محمد حسن کرجی
+
نوشته شده در شنبه چهارم خرداد 1392ساعت 2:3  توسط admin
|
لیمو ترش
گرچه قریب به 400 سال پیش از تولد مسیح ، تئوفراست از لیمو سخن گفت ،اما تنها در قرن چهارم میلادی ، هنگامی که جنگجویان مسیحی در جنگ های صلیبی به فلسطین رسیدند، لیمو را دیدند که در باغ های آن سرزمین کشت شده بود .
پلین، گیاه شناس معروف ، لیمو را به عنوان پادزهری قوی می شناخت . نظریه پلین در پایان قرن دوم مسیحی دوباره بررسی شد و به اثبات رسید و معلوم گشت که لیمو واقعاً سموم بدن را از بین می برد .
در آن زمان این داستان بر سر زبان ها بود که : 2 نفربه خاطر جرمی که مرتکب شده بودند، از طرف دادگاه به مرگ با نیش افعی محکوم شدند . زنی به آنها رحم کرد و چند لیمو به آنها داد و آنها با خوردن لیمو از نیش افعی ها مصون ماندند و زهر در آنان اثر نکرد .
ابن سینا پزشک معروف ایرانی آب لیمو را بهترین دارو برای تشنجات ناشی از تب می دانست و یرقان را هم با لیمو معالجه می کرد . سنت هیلدگر نیز مصرف پوست لیمو را به زنان باردار تجویز می کرد تا ویار آنها فروکش کند ، قوه هاضمه آنها تقویت شود و دل به هم خوردگی و تهوع آنان برطرف گردد .
استفاده از لیمو برای معالجات
1- معالجه آنژین با لیمو : برای شستشوی حلق و حنجره از لیمو کمک بگیرد . کمی آب لیمو و آب مقطر را مخلوط و هر ساعت یک بار آن را قرقره کنید .
2- معالجه زخم و خراش های سطحی پوست با لیمو : به جای آب اکسیژنه برای شستشوی زخم و خراش های سطحی پوست ، می توانید آب لیمو را بگیرید و دو برابر آن آب بیفزایید و با آن زخم ها و خراش های سطحی پوست را بشویید .
3- درمان اختلالات هاضمه با لیمو : در تمام مواردی که اختلال هاضمه به وجود می آید از قبیل دل به هم خوردگی و نفخ شکم ، معالجه با لیمو تجویز شده است . در این مورد 2 لیمو را با پوست و هسته برش بزنید و آن را در یک لیتر آب داغ ، یک یا دو ساعت خیس کنید ، بعد آن را بفشارید و آب فشرده آن را با قند و یا شکر شیرین کرده و هر روز یک لیوان بنوشید .
4- درمان خونریزی لثه ها : یک قطعه پنبه را در لیوانی که محتوی آب لیمو است ، فرو کرده و روزی دو بار صبح و شب آن را به لثه های خود بمالید و با انگشتان خود ماساژ دهید ولی مواظب باشید آب لیمو به دندان های شما نرسد .
5- معالجه میگرن و سردرد : وقتی میگرن و سردرد دارید در یک فنجان قهوه یا چای غلیظ یک برش لیمو بیندازید و بنوشید ، مصرف آن موجب تسکین درد و میگرن می شود .
6- رفع سرگیجه و دل شوره : استفاده از لیمو ترش سرگیجه را رفع می نماید ، و نیز اگر لیمو با کمی عسل خورده شود ، باعث آرامش شده و دل شوره را برطرف می کند .
در نهایت اینکه ، ترشی معده ، سو ءهاضمه ، تب و گریپ را هم می توان با لیمو درمان و یا مهار نمود .
برچسبها:
لیمو ترش
+
نوشته شده در شنبه چهارم خرداد 1392ساعت 2:3  توسط admin
|
تصویر ایران درکتاب های درسی ژاپن
نظام کتابهای درسی در ژاپن و ایران متفاوت است.درژاپن چند شرکت انتشارات خصوصی بر اساس کتاب راهنمای وزارت فرهنگ ،کتابهای درسی را چاپ می کنند .سپس اداره فرهنگ هر استان یا شهرستان(در مدارس خصوصی،هر مدیر مدرسه) یک کتاب درسی را از میان کتابهای منتشر شده برمی گزیند وپس ازخرید، به رایگان به شاگردان می دهد. در اینجا به اختصار به تصویر ایران در کتابهای درسی تاریخ و جغرافیای کلاسهای راهنمایی می پردازیم :
1- جغرافی:
بیشتر مطالب این کتاب درسی درباره ژاپن است. معرفی جغرافیای جهان نیز شامل همه مناطق جهان نمی شود و تنها به چند منطقه از جهان می پردازد.
دراین کتاب، در حدود 10صفحه مطلب درباره خاورمیانه ذکر شده که بیشتر به کشورهای عربی اختصاص دارد واطلاعات چندانی درباره ممالک غیر عرب در آن نمی یابیم :
1. بخش اول با عنوان «کشورهای آسیای غربی»، کشورهای عرب، زبان عربی واسلام را معرفی می کند. درباره ایران فقط این یک جمله رامی بینیم: «اما اسرائیل،ایران،ترکیه وغیره ،زبان وفرهنگ خود را دارند وکشور عربی نیستند».همچنین، درباره ادیان خاورمیانه، یعنی درباره اسلام،یهود و مسیحیت توضیح داده شده و درباره زندگی چادرنشینی درعربستان سعودی مطالبی ذکر شده است.
2.بخش دوم ،درباره نفت در خاورمیانه است.
3.بخش سوم ،درباره مسأله فلسطین،یعنی درباره اسرائیل وپناهندگان فلسطین است .
درآخر به روابط ژاپن وخاورمیانه معرفی اشاره شده است :«اگر امروز نفت نباشد ، زندگی ما نمی گردد.ژاپن 70درصد نفت را از خاورمیانه وارد می کند». ازبحران نفتی سال 1973هم یاد شده ،و در پایان می نویسد:"بعد ازاین ژاپن تلاش می کند در مصرف نفت صرفه جویی کند و دراین راه ،فنون پیشرفته تری را ارائه بدهد".بر این نکته نیز تأکید شده که" مهندسان ژاپنی به توسعه فن کشاورزی درکشورهای خاورمیانه کمک می کنند".
آخرین صفحه ارائه مطالبی درباره زندگی مسلمانان است،اما فقط درباره نمازو ماه رمضان .
2- تاریخ:
این کتاب روی هم رفته دوازده فصل دارد که چهار فصل آن درباره تاریخ ژاپن است،چهار فصل دیگر درباره تاریخ جهان و چهار فصل آخر شرح دوره جنگ جهانی وسال های بعد از جنگ جهانی است.
در تاریخ جهان،نامی از «ایران» نیست،وفقط کلمه «فارس» Persia )) دردو صفحه دیده می شود. در یکی از آنها،وقتی که درباره اسکندرتوضیح می دهد ،می نویسد: «اسکندر،امپراتوری بزرگی ساخت که ازیونان تا فارس گسترده بود».جای دیگری که از« فارس»یاد شده، درشرح تاریخ چین است که: «در دوره تانگ (ازقرن7)،پایتخت چین ،چانگ آن ،شهری بین المللی بود واز طرف غرب،فرهنگ فارس یااسلام آمد.»
درمطلب دیگرمخصوصاً درتاریخ معاصر،درباره ایران هیچ چیزی نوشته نشده است البته درباره تاریخ خاورمیانه مطالبی دیده می شود،مثلاً درباره جنگ میان اسرائیل وفلسطین،همچنین درباره جنگ خلیج فارس،وبحران نفتی،اما درباره ایران وترکیه یعنی غیرجهان عرب خیلی کم نوشته شده است.
شرح درباره اسلام بیشتراست تا درباره تمدن ایران. البته درباره آغاز اسلام،درباره بازرگانان مسلمان و جنگ هایصلیبی مطالبی می یابیم، خصوصا درباره روابط اسلام ومسیحیت مطالب بیشتری نوشته شده است.
پس به واقع همانطورکه ملاحظه می شود ،دانش آموزان در مدارس ژاپن ،هیچ مطلبی درباره ایران نمی آموزند.
برچسبها:
تصویر ایران درکتاب های درسی ژاپن
+
نوشته شده در شنبه چهارم خرداد 1392ساعت 2:3  توسط admin
|
ادریس (ع)
از پیامبران الهی است که نامش فقط دو بار در قرآن یاد شده است ( مریم، 56؛ انبیاء، 85).
طبری می نویسد او جد پدر نوح (ع) بوده و اسمش در تورات اخنوخ است. بعضی نام او را با کلمه درس هم ریشه می دانند. او اولین کسی است که با قلم نوشته و خیاطی کرده است و گفته اند خداوند به او نجوم و حساب و هیأت آموخت.
گفته شده که ادریس همانند عیسی (ع) در حالی که زنده بود به آسمان ششم فرا برده شد . بعضی نیز گفته اند که این رفعت (فرا بردن) مکانی نبوده، بلکه معنوی بوده است.
برچسبها:
ادریس,
ع
+
نوشته شده در شنبه چهارم خرداد 1392ساعت 2:2  توسط admin
|
حضرت ابوطالب(ع) كى قربانياں
شيخ الابطح حضرت ابوطالب (ع) آنحضور (ص) کی حمایت اور حفاظت کے لئے ہر لحاظ سےآمادہ تھے كہ:
1) اپنى قوم كے درميان حاصل مقام و مرتبے كو خيرباد كہہ كر اہل مكہ بلكہ پورى دنيا كى دشمنى مول ليں، يہاں تك كہ انہوں نے اپنے حاميوں كے ہمراہ معاشرتى بائيكاٹ كو برداشت كيا ليكن كسى قسم كے دباؤ ميں نہ آئے_
2) نہ صرف فقر وفاقے اور معاشى بائيكاٹ برداشت كرنے پر راضى ہوں بلكہ اپنے پاس موجود دولت اور ہر چيز راہ خدا ميں پيش كرديں_
3) بوقت ضرورت ايك تباہ كن جنگ ميں كود پڑيں جو بنى ہاشم اور ان كے دشمنوں كى بربادى پر منتج ہوسكتى تھي
4) انہوں نے سب سے چھوٹے نور چشم حضرت علي (ع) كو راہ خدا ميں قربانى كيلئے پيش كيا، اور دوسرے بيٹے حضرت جعفر(ع) جنہوں نے حبشہ كو ہجرت كى تھى كى جدائي كا صدمہ برداشت كرليا_
5) حضرت ابوطالب (ع) اپنى زبان اور ہاتھ دونوں سے مصروف جہاد رہے اور ہر قسم كے مادى ومعنوى وسائل كو استعمال كرنے سے دريغ نہ كيا _ہر قسم كى تكاليف و مشكلات سے بے پروا ہوكر حتى المقدور دين محمد(ص) كى حفاظت و حمايت ميں مصروف رہے_
يہاں يہ سوال پيدا ہوسكتا ہے كہ حضرت ابوطالب نے جو كچھ كيا وہ ممكن ہے جذبات يا نسلى و خاندانى تعصب كا نتيجہ ہو يا بالفاظ ديگر آپ كى فطرى محبت كا تقاضا ہو؟_ (1) ليكن اس كا جواب يہ ہے كہ ايسا كبھى نہيں ہوسكتا كيونكہ ايك طرف حضرت ابوطالب (ع) كے ايمان پر قطعى دلائل خاص كر ان كے اشعار و غيرہ اور حضرت رسول (ص) اكرم اور ديگر ائمہ كى ان كے متعلق احاديث موجود ہيں اور دوسرى طرف جس طرح حضرت محمد(ص) ان كے بھتيجے تھے اس طرح حضرت علي(ع) ان كے بيٹے تھے اگر رشتہ دارى كا جذبہ كارفرما ہوتا تو وہ كيونكر بيٹے كو بھتيجے پر قربان كرتے؟ وہ بھى اپنى مرضى سے نيز اس كے انجام كے بارے ميں غوروفكر اور تا مل و تدبر كے بعد؟ انہيں بھتيجے كى بجائے بيٹے كا قتل ہوجانا كيونكر منظور ہوا؟ كيا يہ معقول ہے كہ اپنے بيٹے اور جگر گوشے كے مقابلے ميں بھتيجے كى محبت فطرى طور پر بيشتر ہو؟
اسى طرح اگر قومى يا خاندانى تعصب كارفرما ہوتا تو پھر ابولہب لعنة اللہ عليہ نے اس جذبے كے تحت وہ موقف كيوں اختيارنہيں كيا جو حضرت ابوطالب نے اختيار كيا اور حضرت ابوطالب كى طرح رسول (ص) اللہ كى حمايت كيوں نہيں كي؟ نيز اپنے بيٹے، اپنى حيثيت اور ديگر چيزوں كى قربانى كيوں نہيں پيش كي؟ بلكہ ہم نے تو اس كے برعكس ديكھا كہ ابولہب نبى كريم (ص) كا سخت ترين دشمن، آپ (ص) كى مخالفت ميں پيش پيش اور آپ (ص) كو اذيت دينے ميں سب سے آگے تھا_
رہے بنى ہاشم كے ديگر افراد تو اگرچہ وہ رسول(ص) اللہ كے ساتھ شعب ابوطالب ميں داخل ہوئے ليكن رسول (ص) اللہ كيلئے انكى قربانياں ابوطالب كى قربانيوں كا دسواں حصہ بھى نہ تھيں_ نيز ان كا يہ اقدام بھى حضرت ابوطالب كے اثر و نفوذ اور اصرار كا مرہون منت تھا_
يوں واضح ہوا كہ مرد مسلمان كا دينى جذبہ قومى يا خاندانى جذبات كے مقابلے ميں زيادہ طاقتور ہوتا ہے_ اسى لئے ہم تاريخ ميں بعض مسلمانوں كو واضح طور پر يہ كہتے ہوئے ديكھتے ہيں كہ وہ راہ خدا ميں اپنے آباء اور اولاد كو قتل كرنے كيلئے بھى تيار ہيں_ چنانچہ عبداللہ بن عبداللہ بن ابى نے رسول(ص) اللہ سے اپنے باپ (عبداللہ بن ابي) كو قتل كرنے كى اجازت مانگي (2) _ نيز جنگ صفين ميں بھائي نے بھائي كو نہ چھوڑا جب تك كہ اميرالمؤمنين (ع) نے چھوڑنے كى اجازت نہ دي (3) _ان كے علاوہ بھى تاريخ اسلام ميں متعدد مثاليں ملتى ہيں_
ان باتوں سے قطع نظر اس بات كى طرف اشارہ بھى ضرورى ہے كہ اگر حضرت ابوطالب كا موقف دنيوى اغراض پر مبنى ہوتا تو اس كا تقاضا يہ تھا كہ وہ اپنے بيٹے كى بجائے بھتيجے كو قربان كرتے _نيز بھتيجے كو اپنے خاندان پر قربان كرتے _نہ كہ خاندان كو ايك بھتيجے پر _كيونكہ دنيا كا معقول طريقہ يہى ہوتاہے جيساكہ خليفہ مامون نے اپنے بھائي امين كو قتل كيا اور ام ہادى نے اپنے بيٹے كو زہر ديا _ليكن حضرت ابوطالب نے تو ہر چيز كو بھتيجے پر قربان كرديا اور يہ دنيوى مفادات كے حصول كا منطقى اور معقول طريقہ ہرگز نہيں ہوسكتا_
اسى طرح اگر بات قبائلى تعصب كى ہوتى تو اس تعصب كا اثر قبيلے كے مفادات كے دائرے ميں ہوتا_ ليكن اگر يہى تعصب اس قبيلے كى بربادى نيز اس كے مفادات يا مستقبل كو خطرات ميں جھونكنے اور تباہ كرنے كا باعث بنتا تو پھر اس تعصب كى كوئي گنجائشے نہ ہوتى اور نہ عقلاء كے نزديك اس كا كوئي نتيجہ ہوتا_
مختصر يہ كہ ہم حضرت ابوطالب (ع) كى مذكورہ پاليسيوں اور حكمت عملى كے بارے ميں اس كے علاوہ كچھ نہيں كہہ سكتے كہ يہ پاليسياں عقيدے اور ايمان راسخ كى بنيادوں پر استوار تھيں جن كے باعث انسان كے اندر قربانى اور فداكارى كا جذبہ پيدا ہوتا ہے_
خدا كا سلام ہو آپپر اے ابوطالب (ع) اے عظيم انسانوں كے باپ اے حق اور دين كى راہ ميں قربانى پيش كرنے والے كاروان كے سالار خدا كى رحمتيں اور بركتيں آپ پر نازل ہوں_
1- تفسير ابن كثير ج 3ص 39
2- تفسير صافى ج5 ص 180 ، السيرة الحلبيہ ج2 ص 64 ، الدرالمنثور ج6 ،ص 24 از عبد بن حميد و ابن منذر اور الاصابہ ج2 ص 336_
3- صفين (المنقري) ص 271 و 272_
برچسبها:
حضرت ابوطالب,
ع,
كى قربانياں
+
نوشته شده در شنبه چهارم خرداد 1392ساعت 2:2  توسط admin
|
سوره ناس
این سوره را از آن جهت ناس خوانده اند که در آیه اول آن ، رب الناس ( پروردگار انسانها) ذکر شده و به پیامبر (ص) و نیز همه انسانهای اهل دل و معنی، پناه بردن به او را از شر شیاطین وسوسه گر، در هر شکل و هیأتی، می آموزد. این سوره و سوره پیشین را مجموعاً مُعَوذَتین ( دستمایه تعویذ و پناه جویی از خداوند) می نامند. و حضرت رسول (ص) با خواندن آنها نوادگان عزیزش امام حسن (ع) و امام حسین (ع) را تعویذ می فرموده است. لذا بعضی از صحابه نظیر ابن مسعود گمان برده بودند که این دو سوره، از قرآن نیست، بلکه دعاست. 6 آیه و 20 کلمه دارد. به ترتیب مصحف صد و چهاردهمین ( = آخرین) سوره، و به ترتیب نزول بیست و یکمین سوره قرآن، و مکی است. همچنین از سوره های مقولات ( آغاز شده با قل) و از سوره های قصار است.
سوره فلق
وجه تسمیه این سوره آن است که در آیه اول آن رب الفلق ( پروردگار فلق) ذکر شده و به پیامبر (ص) و نیز همه مسلمانان و انسانهای صاحبدل، پناه بردن به اورا از شر هر آنچه آفریده است،می آموزد. این سوره و سوره قبلی و بعدی و سوره کافرون که همه با قل آغاز می شوند، چهار قل نام دارند، و ما مسلمانان برای حفظ و پناه جویی در سایه عنایت الهی آنها را می خوانیم. این سوره 5 آیه و 23 کلمه دارد. به ترتیب مصحف صد و سیزدهمین، و به ترتیب نزول بیستمین سوره قرآن و مکی است. همچنین از سوره های مقولات ( آغاز شده با قل) و از سوره های قصار است.
سوره اخلاص
وجه تسمیه این سوره آن است که اعتقاد راسخ به مضامین توحیدی شامخ این سوره، برای پاکدلان اخلاص به بار می آورد. نامهای دیگر این سوره عبارتند از: توحید، اساس، تجرید، تفرید، معرفت، صمد، برائت و نجات. 4 آیه و 15 کلمه است. به ترتیب مصحف صد و دوازدهمین، و به ترتیب نزول بیست و دومین سوره قرآن، و مکی است. از سوره های هفده گانه قصار و از سوره های پنجگانه مقولات است ( که با قل آغاز می شود). مضمون این سوره کوتاه ،همه در توحید و احدیت و صمدیت خداوند است که نه فرزند دارد، نه فرزند کسی است، و نه همسر دارد.
سوره مسد
دراین سوره ،خداوند ابولهب عموی پیامبر (ص) را ( که از ائمة الکفر بود و از هیچ اذیت و آزاری در حق پیامبر (ص) و مقاومت در برابر دعوت الهی او فروگذار نمی کرد) به شدت توبیخ می فرماید: تَبَت یدا ابی لهب و تب ( زیانکار باد دستان ابولهب و خود او هم زیانکار شد)، و نیز این توبیخ شامل حال همسر او که حمالة الحطب (هیزم کش و آتش بیار معرکه) بود می شود. این سوره را مسد خوانده اند زیرا کلمه مَسَد ( لیف خرمای تابیده) در آخرین آیه این سوره به کار رفته است. نامهای دیگر این سوره ،تَبَت، لهب و ابولهب است.5 آیه و 22 کلمه دارد. به ترتیب مصحف صد و یازدهمین و به ترتیب نزول ششمین سوره قرآن و مکی است. همچنین از سوره های قصاراست.
برچسبها:
سوره ناس
+
نوشته شده در شنبه چهارم خرداد 1392ساعت 2:2  توسط admin
|
" طول عمر امام عصر عجل الله تعالی فرج الشریف "
موضوعی که همیشه درباره مهدی موعود علیه السلام مورد سئوال قرار می گیرد ، طول عمر ایشان است . حال می خواهیم بدانیم ، طول عمر، از نظر دلایل عقلی، قوانین زیست شناسی ، تجربه بشری ، واقعیات تاریخی و قوانین طبیعی چگونه است ؟
1- در زیست شناسی
زیست شناسان می گویند : عمر بشر اندازه و حد ثابتی ندارد . در طبیعت همه گونه عمر بوده است و ممکن است، باشد. دانشمند آلمانی می گوید :
" مرگ لازمه قوانین طبیعی نیست و در عالم طبیعت، از عمر ابد گرفته تا عمر یک لحظه ای همه نوعش هست. آنچه طبیعی وفطری است، عمر جاودانگی و ابدی است . بنابراین ، افسانه عمر نهصد و شصت و نه ساله متوشلح ، نه مردود عقل است و نه مردود علم . در همین دوره ما، میزان طول عمر بالا رفته است و دلیلی ندارد که ازاین بالاتر هم نرود و یک روزنیاید که بشر به عمر نهصد ساله برسد ".
تایید طول عمر از نظر علم جدید تا جایی است که در این دوره اخیر ، درصدد برآمده اند تا حد و مرز را از زندگی انسان بردارند و با پیدا کردن راه سالم نگاه داشتن سلولهای بدن، بر طول عمر انسان بیافزایند و عده ای پا فراتر نهاده و در راه تحصیل عمر جاودانی به کوشش افتاده اند .
2- در قوانین طبیعی
قوانین و نوامیس طبیعت نیز، بطلان طول عمر را به اثبات نمی رساند . علمای منطق می گویند : "استقرای ناقص نمی تواند دلیل حکم کلی گردد." به عنوان مثال : اگر ما در محیط زندگی خود درختانی دیده ایم که تلقیح آنها ، در اثر عوامل خارجی نبوده است، به صرف این، نمی توانیم بگوییم همه درختان جهان اینگونه اند : زیرا یک یک درختان همه جای جهان را ندیده ایم.
قوانین طبیعی دو نوع است :
الف- قوانین عام و ظاهر که قانونهایی هستند که در همه یا بیشتر افراد صنفی که قانون در آن یافت می شود، جاری است.
ب- قوانین خاص و مخفی که قوانینی است که در بعضی افراد، در بعضی شرایط ، یافت می شود. مثلا اختلاف در قوه بینایی، قوه شنوایی، نیروی حافظه و غیره ثابت می کند که ممکن است ، در طبیعت ، بر خلاف آنچه متعارف است، چیزهایی به وقوع برسد که استثناء باشند.
3- تجربه تاریخی
تجربه تاریخ طولانی بشریت در ادوارو اعصار، واقعیت دیگری در شناخت مسئله طول عمر و امکان آن می باشد. فلاسفه می گویند : " بهترین دلیل ، برای امکان چیزی، واقع شدن آن چیز است . "
نقل تاریخی ، به ویژه نقل متواترسبب یقین و باور می گردد. ما به استناد نقل تاریخی قبول می کنیم که قرنها پیش در سرزمین ما ، حکیمی به نام زردشت پدید آمده یا خاندانهایی به نام اشکانی و ساسانی وجود داشته اند ، حال آنکه خود آنها را ندیده ایم .
با بررسی تاریخی درمی یابیم که کسانی، عمرهای درازی داشته اند که اینها هم در میان مردم عادی و هم در میان مشاهیر تاریخ و هم پیامبران بوده اند . پس عمر طولانی در مواردی متعدد از نظر وقوع خارجی و تحقق عینی ، مصداقهایی دارد .
4- معمرین
معمرین : یعنی دراز زی ، انسان دراز عمر، دراز زندگی ، کسی که عمر دراز کرده است که در کتابهای تاریخ و سیره و انساب، استفاده و اصطلاح شده است. و نام آنها ، نسب و قبیله ، سال عمر، مکان زیست، تعداد فرزندان، سفرها و غیره ،همه ضبط شده است.
5- در زندگی حاضر
به جز تجربه تاریخی، در روزگار معاصر، نمونه هایی از دراز عمری وقوع یافته است ، دراز عمریی که بر خلاف میزان متعارف است. در همین 50 سال اخیر ، در روزنامه ها و مجلات داخلی و خارجی، موارد فراوانی از عمرهای نسبتا طولانی و معرفی اشخاص کهنسال دیده شده است.
6- چگونگی ارتباط میان پیری و مرگ
همواره چنین به نظر می رسد که میان مرگ وپیری، رابطه ای قطعی و کلی وجود دارد. و به محض رسیدن عمر به مراحل بالا ، باید مرگ فرا برسد . حال آنکه میان طول عمر و پیری ، رابطه ای قطعی و کلی وجود ندارد.
طی تحقیقات جدید مطرح شده که : لزومی ندارد که پیر شدن را، در همه موارد یک سیر طبیعی تلقی کرد. انجمن انژیولوژی آلمان فدرال، گزارش امید بخشی منتشر کرده که اکنون می توان با اقدام به هنگام، ازپیر شدن مغز جلوگیری کرد.
7- اسرار تغذیه
یکی از موارد مهم در مقابله با پیری و مرگ ، تغذیه است . مسئله مهم در ادویه و ترکیبات آنها است. چه گیاهی، چه حیوانی و چه کانی . در برخی از کانیها و کیفیت پروردن آنها فواید مهمی نهفته است . گاه ممکن است دراز عمری، مستند به رازها و خوراکها و آبهای موجود در طبیعت باشد. و نیز استفاده از انوار خورشید و کواکب، به ویژه استفاده از انوار کواکب به طرق خاص، در امر سلامت جسم و بقای آن تاثیرهای عظیم دارد .
پس از برشمردن موارد فوق در اثبات امکان طول عمر، مورد دیگری را باید در نظر داشت و آن خواست و مشیت الهی است. گاه حکمت کلی عالم ، در مواردی اقتضا می کند که افرادی ، عمردرازتر داشته باشد . مانند عمرحضرت نوح در پیشینیان و عمر حضرت مهدی علیه السلام در آخر الزمان.
طبق حکمت الهی، امام دوازدهم، مهدی موعود علیه السلام ، باید از انظار غایب شود و سالهای سال زنده بماند و رازدار جهان و بقای جهان باشد، و پس از گذراندن غیبتی طولانی، ظاهر گردد و جهان آکنده از ستم و بیداد را ، مملو از عدالت بسازد.
برچسبها:
طول عمر امام عصر عجل الله تعالی فرج الشریف
+
نوشته شده در شنبه چهارم خرداد 1392ساعت 2:2  توسط admin
|
"اشعاری در مدح آقا امام زمان علیه السلام"
کی ببینم چهره زیبای دوست؟کی ببویم لعل شکر خای دوست؟
کی درآویزم به دام زلف یار؟ کی نهم یک لحظه سر بر پای دوست؟
کی برافشانم به روی دوست جان ؟ کی بگیرم زلف مشک آسای دوست؟
این چنین پیدا زما پنهان چراست؟ طلعت خوب جهان آرای دوست؟
همچو چشم دوست بیمارم ، کجاست؟ شکرزان لعل جان افزای دوست؟
در دل تنگم نمی گنجد جهان خود نگنجد دشمن اندرجای دوست؟
دشمنم گوید که ترک دوست گیر من به رغم دشمنان جویای دوست ؟
چون "عراقی" واله و شیدا شدی دشمن ار دیدی رخ زیبای دوست
"آیت شکوفایی"
فروغ دیده توآیت شکوفایی ست نگاه لطف تو ای گل، بهار زیبایی ست
مگربه خواب گل از گلشنم نصیب آید خیال وصل چه شور آفرین و رویایی ست
تو از تبار کدامین ستاره سحری که چهر مهر مثالت چنین تماشایی ست
پیام عشق تو درمان تلخ کامیهاست کلام ناب تو تفسیری از شکر خایی ست
بیا بیا که طلوعت ، غروب نومیدی ست بیا بیا که حضورت بهشت زیبایی ست
فروغ صبح امیدی حصار بشکن سپیده تو به ظلمت سرای تنهایی ست
بهار عشق نگر در سروده " صائم " که واژه واژه آن گل فروش شیدایی ست
"طبیب غمگسار"
به کجا چنین شتابان، سحرای نسیم جاری گذری به باغ ما کن که دم مسیح داری
به کدام امیدواری در دوستان بکوبم غم خویش با تو گویم که طبیب غمگساری
به خدا اگر بیایی اثر از خزان نماند تو نهایت امیدی تو بدایت بهاری
چه شود که گاهگاهی نظری کنی به حالم که به جان بی قراران همه راحتی، قراری
دل دردمند " دانش " نظر از تو بر نگیرد که میان دوستانش تو یگانه دوستداری
"لهجه باران"
بگذار تا به لهجه باران بخوانمت مانند عشق از دل و از جان بخوانمت
تا کوهها صدای مرا منتشر کنند همراه بادهای پریشان بخوانمت
چشمم سفید گشت و تو از ره نیامدی یعقوب وار، یوسف کنعان بخوانمت
بگذار تا به یمن ظهورت، بهار محض بر گوش شاخه های زمستان بخوانمت
آهنگ التهاب سراب است در دلم بگذار تا به لهجه باران بخوانمت
برچسبها:
اشعاری در مدح آقا امام زمان علیه السلام
+
نوشته شده در شنبه چهارم خرداد 1392ساعت 2:2  توسط admin
|
" تاسیس سازمان ملل متحد "
جنگ جهانی دوم، با حمله آلمان به لهستان در اول سپتامبر 1939 برابر با دهم شهریور 1318 شروع شد. دولتهای فرانسه و انگلیس که با لهستان قرارداد نظامی داشتند، به نفع لهستان وارد پیکارشده و به دولت آلمان اعلان جنگ دادند.
به این ترتیب در همه جبهه ها پیروزی با آلمان و متحدینش بود. نمایندگان دولتهایی که به انگلستان پناهنده شده بودند، در قصر" سنت جیمز" در لندن با صدور بیانیه ای اعلام کردند که :
"یگانه اساس صلح با دوام، همکاری ملل آزاد عالم است، در دنیایی که ترس و تعرض در آن نباشد و مردم به جان و مال خود مطمئن باشند . ما در اینجا جمع شده ایم که این منظور را در زمان جنگ و هنگام صلح تامین کنیم ."
منشور آتلانتیک
سه ماه پس از بیانیه لندن، روزولت رئیس جمهور آمریکا و چرچیل نخست وزیر انگلستان در یک ناو جنگی در اقیانوس اطلس، منشور آتلانتیک را که شامل 8 ماده است، امضا کردند.
در آذر1320 با حضور رئیس جمهور آمریکا، نخست وزیر انگلیس و سفرکبیر شوروی ، کنفرانسی در واشنگتن واقع شد. یکی از اقدامات اساسی این کنفرانس تنظیم اعلامیه ملل متحد است که در سال 1320 به امضای 26 دولت رسید ، که به آلمان اعلان جنگ داده بودند. دولت ایران هم در17 شهریور1322، الحاق خود را به اعلامیه ملل متحد اعلام کرد و به دولت آلمان اعلان جنگ داد.
اعلامیه مسکو
در پاییز همان سال نمایندگان چین، شوروی، انگلیس و آمریکا در مسکو جلسه ای تشکیل داده و اعلامیه مسکو را تهیه و امضاء کردند .
در سال 1323 ، استالین ، چرچیل، روزولت، در کرانه جنوبی، شبه جزیره کریمه با یکدیگر ملاقات کرده و از کلیه کشورهایی که علیه سازمان می جنگیدند برای تشکیل کنفرانس سانفرانسیسکو دعوت کردند . و بدین ترتیب سازمان ملل متحد 51 عضو اصلی پیدا کرد.
سرانجام در دوم آبان 1324 برابر با 24 اکتبر1945، منشور مورد بحث به تصویب تعداد دیگری از کشورها رسید و وجود سازمان ملل تحقق یافت و این روز در سراسر جهان روز ملل متحد نامیده شد.
ارکان اصلی سازمان ملل متحد
برای این سازمان شش رکن اصلی در نظر گرفته شده است.این ارکان عبارتند از:
1-مجمع عمومی.
2-شورای امنیت.
3-دبیر خانه.
4-دیوان بین المللی دادگستری.
5-شورای اقتصادی واجتماعی.
6-شورای قیمومیت.
برچسبها:
تاسیس سازمان ملل متحد
+
نوشته شده در شنبه چهارم خرداد 1392ساعت 2:2  توسط admin
|
v تغذیه و تندرستی
ویتامینها و املاح (2 )
" چرا دانستن اطلاعات کافی در مورد ویتامینها امری ضروری است ؟ "
با سلام دوباره ،
در مطالب قبلی اطلاعات اولیه ای راجع به ویتامینها بدست آوردید . افزایش اطلاعات در این رابطه به شما کمک می کند تا بدانید آنچه مصرف می کنید چه فوائدی دارد . مثلا خیلی مهم است که بدانیم میوه ای که مصرف می کنیم محتوی کدامیک از ویتامینهای ضروری بدن ماست و یا بدن ما به چه میزان از یک ویتامین خاص نیاز دارد ؟ یا اینکه شعارهای به کاررفته در تبلیغ مواد خوراکی چقدر با حقیقت تطابق دارد ؟
اگر یک عارضه خاص در شما ظاهر شد مثلا اگر گوشه لب شما زخمی پدید آمد ، دلیل آن چیست ؟ آیا می تواند در اثر کمبود یک ویتامین باشد ؟ راحت تر خواهد بوداگر ما با اطلاعاتی که در رابطه با ویتامینها بدست آورده ایم خودمان را درمان کنیم تا اینکه به یک پزشک مراجعه کرده و او با تجویز داروهای متفاوت درصدد حل مشکل ما برآید . گاهی یک مادر با دقتی که در کودک خود دارد و با اطلاعات ذهنی خود به راحتی می تواند وجود یک عارضه را در کودک خود حس کند ، آنرا با یک متخصص در میان بگذارد و یا حتی خودش با توجه به اطلاعاتی که کسب کرده ، آنرا درمان کند .
کمبود یک ویتامین مساله ساده ای به نظر می رسد ، زیرا راه درمان آن ، غذاست که ما هر روز با آن در تماس هستیم ، ولی گاهی عواقب جبران ناپذیری در پی دارد ، می توان ازآن جمله کوری در اثر کمبود ویتامینA را نام برد .
ما می خواهیم با یک ارتباط صمیمی ، اطلاعاتی در این رابطه در اختیار شما خواننده محترم بگذاریم تا آرامش خیال شما را فراهم سازد . پس منتظر مطالب دنباله دار ما در زمینه ویتامینهاباشید .
کارشناس تغذیه
Krauses food , Nutrition and diet therapy 2000
برچسبها:
v تغذیه و تندرستی
+
نوشته شده در شنبه چهارم خرداد 1392ساعت 2:2  توسط admin
|
امام زمان علیه السلام در ادیان
از روزگاران کهن ، داستان ظهور مصلح در آخر الزمان ، مسئله ای اساسی و قابل توجه بوده است . اصولاً " فتوریسم " یعنی اعتقاد به دوره آخر الزمان و انتظار ظهور منجی ، عقیده ای است که در ادیان آسمانی اعم از یهودیت ، زردشتی ، مسیحیت و مدعیان نبوت عموماً و دین مقدس اسلام خصوصاً ، به مثابه یک اصل مسلم قبول شده و برخی گفته اند که حتی در آثار مصر قدیم نیز در این باره کلماتی آمده است .
1- آیین زردشتی
در کتابها و آثار زردشت ، درباره آخر الزمان و ظهور موعود مطالب بسیاری آمده از جمله در کتابهای : اوستا ، زند ، جاماسب نامه ، داتستان دینیک ، زارتشت نامه .
در دین زردشت ، چند موعود معرفی شده که آنان را " سوشیانت " می نامند . ایشان سه تن هستند که مهمترین آنها " سوشیانت پیروزگر " خوانده شده و در مورد او چنین آمده است :
" سوشیانت فردیسنان ، به منزله کریشنای برهمنان ، بودای پنجم بودائیان ، مسیح یهودیان ، فارقلیط عیسویان و مهدی مسلمانان است ."
2- آئین هندی
در آئین هندوان و کتب آنها نیز ، سخن از نجات دهنده و موعود آمده ، ازجمله در کتاب " مهابهاراتا " و کتاب " پورانه ها " دراین باره گفته اند :
" همه ادیان معتقدند که در پایان هر دوره از تاریخ ، بشر از لحاظ معنوی و اخلاقی رو به انحطاط می رود و چون طبعاً و فطرتاً ، در حال هبوط و دوری از مبدأ است و مانند احجار به سوی پایین حرکت می کند ، نمی تواند به خودی خود به این سیرنزولی و انحطاط معنوی و اخلاقی خاتمه دهد . پس ناچار روزی شخصیتی معنوی وبلند پایه ، که از مبدأ وحی الهام و سرچشمه می گیرد ظهور خواهد کرد و جهان را از تاریکی جهل ، غفلت ، ظلم و ستم نجات خواهد داد ."
3- آئین بودایی
در دین بودایی نیز ، مسئله انتظار مطرح است مصلحی که پیروان این آیین انتظار ظهوراو را می کشند ، بودای پنجم نام دارد .
4- آیین یهود
در آثار دینی یهود و اسفار تورات و دیگر کتابهای انبیای یهود ، همواره به موعود اشاره شده است .
به عنوان مثال در کتاب " نبوئت هیلد " به مطالب بسیاری ، درباره ظهور پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله ، حوادث مربوط به بعثت ، پاره ای از علائم آخر الزمان و رجعت مطالبی ذکر شده همچنین اشاره ای به شخصیت امام مهدی علیه السلام و حتی واقعه عاشورا شده است .
در کتابهای دانیال پیامبر ، جحی پیامبر ، صفینای پیامبر ، اشعیای پیامبر و زبور حضرت داود علیه السلام نیز سخنانی درباره موعود آمده است .
5- آیین مسیحیت
در آیین مسیحیت و کتابهای مقدس آنان ، بشارتهای بیشتر و روشنتری درباره موعود آخر الزمان بیان شده ، شایأ یکی از علتهای آن قرب زمان باشد زیرا با ظهور حضرت مسیح (ع) ، زمان ظهور حضرت مهدی علیه السلام نزدیکتر شده است . علت دیگر ، تحریف کمتری است که در این آثار پدید آمده ؛ در کتابهای انجیل متی ، انجیل لوقا ،انجیل مرقس ، انجیل برنابا و مکاشفات یوحنا نیز بشارتهایی درباره ظهور آخر الزمان آمده است .
با مرور تاریخ درمی یابیم که در هرزمان و در میان هر قوم وامتی ، در هر سرزمینی و به زبان هر پیامبر ، حکیم یا بزرگی سخن از " موعود " را به میان آورده است . گرچه تعابیر و اصطلاحها در میان اقوام و مردم متفاوت بوده اما درکل منظورهمان موعود آخر الزمان است که آن موعود کسی نیست جز حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف.
در یکی از زیارتهای حضرت حجة بن الحسن علیه السلام نیز چنین آمده است :
"السلام علی مهدی الامم و جامع الکلم "
سلام بر مهدی ، که امتهای از او سخن گفته اند ، همو که همه اقوام و افکار را متحد می کند و زیر یک پرچم گرد می آورد .
برچسبها:
امام زمان علیه السلام در ادیان
+
نوشته شده در شنبه چهارم خرداد 1392ساعت 2:2  توسط admin
|
آیا غیبت مختص امام زمان (عج) است؟
درباره مهدویت و مسائل مختلفی که دراین خصوص مطرح است، ممکن است این سؤال در اذهان نقش ببندد که آیا غیر از امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف، اشخاص دیگری نیز از نظرها غایب گشته اند؟
با مرور تاریخ درمی یابیم که برخی از انبیا و اولیای الهی نیز به دلایل مختلفی غایب گشته اند.
1- غیبت حضرت خضر:
به اعتقاد اکثر مسلمین جهان و نوشته مورخان، خضر پیغمبر از زمان حضرت موسی علیه السلام تا کنون زنده است و کسی از مکان یارانش اطلاعی ندارد. داستان وی با حضرت موسی در قرآن آیات 59 تا 82 سوره کهف ذکر شده است.
2- غیبت حضرت موسی بن عمران (ع):
ایشان از وطن، از فرعون و قوم او فرار نمود و داستانش در قرآن در سور مختلف آمده است. در طول غیبت هیچ کس از او اطلاعی نداشت و موسی را نمی شناخت، تا زمانیکه خداوند او را برانگیخت و او به دعوت خلق برخاست.
شیخ صدوق در کمال الدین، ج 1، ص 136 از حضرت صادق علیه السلام روایت می کند که: صالح مدتی از نظر قومش غایب شد.
3- غایب شدن یوسف بن یعقوب:
با وجود آنکه یعقوب پیغمبر بود و به او وحی می شد، ولی از غیبت فرزندش یوسف خبر نداشت و دیگر فرزندانش نیز بی خبر بودند تا اینکه پس از سالها غیبت این راز فاش گردید.
4- غیبت حضرت یونس:
وقتی قوم او بر مخالفت افزودند و او را اطاعت ننمودند. یونس(ع) از میان آنان گریخت و از نظر قوم خود پنهان گشت. خدا او را در شکم ماهی پنهان نمود و او را زنده نگاه داشت، سپس او را بیرون آورده و سالم به سوی قومش بازگردانید.
5- داستان اصحاب کهف: اینان به خاطر حفظ دینشان از ترس مردم فرار کرده و 309 سال از نظر قوم غایب شده و به حالت ترس به غاری پناه بردند، تا آنکه خدا آنها را از خواب بیدار نموده و به سوی قومشان بازگرداند.
6- داستان حضرت عزیز:
جریان ایشان در آیه 261 سوره بقره آمده که خداوند او و الاغش را صد سال می میراند و بعد او را زنده می گرداند در حالیکه آب و غذایش هنوز باقی و تغییری نکرده است.
7- غیبت حضرت عیسی:
یهود و نصاری بر کشته شدن ایشان اتفاق نظر دارند، اما خداوند با بیان اینک او را نکشته و دار نزده اند بلکه مطلب بر آنان مشتبه گشته است (نساء 156) ایشان را تکذیب کرد.
عیسی بن مریم هم اکنون زنده و غایب است و زمان ظهورحضرت مهدی ارواحنا له الفداه از آسمان به زمین فرود می آید. پیامبر اکرم صلوات الله علیه می فرمایند که در زمان ظهور، حضرت عیسی به امام زمان در نماز اقتدا می کند.
8- غیبت حضرت ابراهیم:
در زمان تولد حضرت ابراهیم، آزر منجم، خبر تولد نوزادی را داده بود که سلطنت نمرود را بر هم خواهد زد. پس نمرود تصمیم به کشتن او گرفت. به شهادت تاریخ بین 77 تا 100 هزار کودک پسر در این ماجرا کشته شدند اما نمرود نتوانست ابراهیم را بکشد. مادرش او را در غاری به دنیا آورد و همانجا بزرگ شد. گویند این غیبت 13 سال به طول انجامید.
با وجود آنکه یعقوب پیغمبر بود و به او وحی می شد، ولی از غیبت فرزندش یوسف خبر نداشت و دیگر فرزندانش نیز بی خبر بودند تا اینکه پس از سالها غیبت این راز فاش گردید.
9- غایب شدن حضرت صالح:
حضرت صالح بر قوم ثمود که مردمی بت پرست بودند، مبعوث گردید. شیخ صدوق در کمال الدین، ج 1، ص 136 از حضرت صادق علیه السلام روایت می کند که: صالح مدتی از نظر قومش غایب شد. صالح در روز غیبت مردی کامل و دارای شکمی هموار، اندامی زیبا، محاسنی انبوه و گونه هایی کم گوشت، میانه رو و متوسط القامه بود. پس از غیبت، وقتی به سوی قوم بازگشت تغییر کرده بود و او را نشناختند.
این مطالب نمونه هایی چند از غیبت انبیا و اولیای الهی بود که به عنوان شاهد بر وجود غیبت در زمان قبل از ولی عصر (عج) ارائه گردید.
منبع: شبستان
برچسبها:
آیا غیبت مختص امام زمان,
عج,
است
+
نوشته شده در شنبه چهارم خرداد 1392ساعت 2:2  توسط admin
|
روشنتر از خورشید
دل در هوای تو می تپد ، و این شمیم دل انگیز توست که روح من ، این جان همیشه منتظر را هستی می بخشد .
نمی دانیم در پس کدام پرده تو را بجویم ، در کدامین سوی این خیال گمشده !
در این جهان سراسر هیاهو ، که تنها قرین لحظه ها غریو دردمندی و مظلومیت است ، کجا باید تو را جستجو کرد ای روشنتر از خورشید در این شام سیاهی !
تو تنها ستاره این آسمان بی فروغی ، یکتا امید رهائی ، و هزاران حنجره سرخ نام تو را در اوج ناامیدی فریاد می زنند ؛ فریادی در خاموشی که جز تو و آن یگانه مهربان ، کسی را توان شیندنش نیست .
تو را می بویم ! ای گل نرگس ، ای زیبا ، ای خوب
و شنیده ام که چون بیایی ، بهار می آوری از پس این زمستان سرد فسرده ،
و خوش است بهار حضور تو و بی خزان است گلستانی که درمقدم تو بروید
لحظه جداییمان را پایانی هست ؟
ای منتظر آل عبا دل در حریم تو پرمی کشد .
و من بر این باورم که نزدیکی ، نزدیکتر از من به من همیشه منتظر ، صدایت را در گوش زمان می شنوم و فردائی روشن را در افق این هیمنه وحشت شاهدم .
می دانم که هستی ! گنج نهانی اما پیدا از مهتاب در شام تاریکی
ای تک سوار پهنه عشق ، این تنها امید قلبهای شکسته و این یگانه مرحم اشکهای ریخته منتظریم
منتظر وچشم به راه آمدنت...
برچسبها:
روشنتر از خورشید
+
نوشته شده در شنبه چهارم خرداد 1392ساعت 2:2  توسط admin
|
گل نرگس
آب زنید راه را ، هین که نگار می رسد مژده دهید باغ را ، بوی بهار می رسد
ترا " غایب " نامیده اند ، چون "ظاهر" نیستی ، نه اینکه " حاضر " نباشی . فرق است میان " ظهور " و " حضور " دل شده گانت که هر صبح و شام ترا می خوانند ، ظهورت را از خدا می طلبند نه حضورت را .
ای گل غایب ! هیچ دلی نیست که نام مبارک ترا همچون گنجینه ای گرانبها ، در خود جای نداده باشد .
هر درختی ، وقتی با نسیم زمزمه می کند ، دعای عهد را می خواند .
هرکوهی ، از آن جهت مستحکم پا برجاست که تورا مرکز ثقل زمین و مایه دوام آسمان می داند .
هر دریایی ، با ذکر نام و یاد تو ، بی کرانه می شود .
ای گل نرگس ! خوشبوترین گلهای دنیا ، رایحه وجود ترا وام دارند .
اگر خورشید ، بر جهان و جهانیان ، نور می باراند ، از فیض حضور تو در آسمانها و زمین است .
اگر ماه ، جاده زندگی را نقره گون می سازد ، به یمن برکت و صفای وجود توست .
اگر زمین ، رخصت داده که بشر ، زین بر پشتش نهد و از آن بهره گیرد ، همه به خاطر توست .
هستی ، بی حضور تو ، بیغوله ای بیش نخواهد بود .
ای حجت خدا ، اگر تو نباشی ، زمین ما را در کام خود فرو می کشد . گردش منظم افلاک ، حرکت انسان ، رشد گیتی ، رنگ و بوی گیاه ، صفای دلها ، همه وابسته به وجود و حضور توست و حضور سبز تو ، با ظهورت دل انگیزترمی شود و کهکشان زندگانی را زیباتر و پربارتر می سازد .
مولا جان ! سرسبزی جهان را با ظهور خود جاودانه کن
برچسبها:
گل نرگس
+
نوشته شده در شنبه چهارم خرداد 1392ساعت 2:2  توسط admin
|
تغذیه و تندرستی
ویتامینها واملاح
(ویتامینE)
ویتامینE ازجمله ویتامینهایی است که امروزه بحثهای زیادی درباره آن مطرح می شود.
اگر به ژورنالها یا سایت های تغذیه ای چونSubscrid @ Natrition News Focus.com مراجعه کنید مشاهده می کنید مطالب بسیاری در این رابطه وجود دارد که بعضا" شاید ضد ونقیض نیز باشد اما عملکرد اصلی ویتامین E چیزی روشن و واضح است که مختصرا شرح آن ارائه می گردد.
ویتامینE در سال 1920 به عنوان فاکتوری محلول در چربی وضد سقط جنین شناخته شد و نام علمی آن توکوفرولTocopherolاست. دلیل شهرت ویتامینE خاصیت آنتی اکسیدان آن است. که عبارتست از کاهش عوامل شیمیایی مخربی که دراثر استرسهای فیزیولوژیکی ومحیطی در خون بوجود آمده،این خاصیت در ویتامینE وC موجوداست ، پس از اینجا درمی یابیم که این ویتامین ارتباط زیادی بامحیط دارد. کسانیکه در مشاغل پر استرس فعالیت دارند، کسانیکه به بیماری های مزمن مبتلا هستند ویا دچار صدمات کلی شده اند از جمله افرادی هستند که، به این ویتامین توجه بسیاری نشان می دهند. این ویتامین در عملکرد کلیه سلولها موثر است از اینرو کمبود آن عوارض زیادی را در پی خواهد داشت .
عملکرد ویتامینE چیست ؟
همانطور که بیان شد ویتامینE یک آنتی اکسیدان است.این ویتامین در لایه چربی دیواره سلول ودر داخل سلول قرار دارد واز بروز تخریب در دیواره سلول جلوگیری می کند . همین عملکرد ویتامینE است که از بروز تخریب داخل عروق وسکته های قلبی جلوگیری می کند ، کمبودهای غذایی بر ذخیره آن در بدن موثر است ؛ کمبود آن در بیماریهای قلبی بیشتر دیده شده است .
بررسی اثرات آنتی اکسیدانE دربسیاری از شرایط تخریبی چون پیری، آلودگی هوا، استرس های محیطی،سرطان، بیماری های قلبی ، آب مروارید، دیابت وعفونت در حال انجام است.
ویتامینE تنها توسط گیاهان تولید می شود.در برگها و دانه ها ، خصوصا" روغنهای گیاهی موجود است و میزان مورد نیاز روزانه آن دربدن 7 تا9 میلی گرم می باشد. بامصرف روزانه آجیل( البته در صورت تازه بودن ) ، روغن سبوس گندم، آفتابگردان، بادام، ذرت و زیتون می توانید میزان زیادی ویتامینE دریافت کنید. میزان مصرف از این مواد غذایی باید در حد نیاز باشد. مثلا" مصرف روزانه 2قاشق غذاخوری روغن آفتابگردان بدون اینکه حرارت ببیند نیاز شما را برآورده می سازد.از اینرو توصیه می شود برای تأمین ویتامین Eمورد نیاز درهر وعده غذایی سالادهای پرسبزی را همراه روغنهای آفتابگردان وزیتو ن مصرف کنید.
اثرات کمبود ویتامینEدر اعصاب، عروق و اندامهای تولید مثلی مشخص می شود. البته 5 تا 10 سال طول می کشد تا ذخائر بدنی این ویتامین تمام شود وعلائم پایان یافتن ذخیره آن دربدن ،عدم پاسخگویی به محرک های محیط ،ضعف عضلات، عدم توانایی درحفظ تعادل واختلال در بینایی است البته کمبود در این حد در افرادی که مشکلات هضم وجذب چربی داشته باشند بروز می کند. ولی بطور کلی چون ویتامینE در حفاظت از غشأی سلول موثر است و در کبود آن در مراحل اولیه، جراحت های سریع پوست مشاهده می شود. این ویتامین درسقط جنین در رحم اثربسزایی دارد که در آزمایشات حیوانی نیزمشخص شده است.
امیدواریم اطلاعات لازم و مفیدی را در رابطه با این ویتامین مهم کسب کرده باشید.
پیگیر مطالب ما در بحثهای آینده باشید.
Krauses food Nutrition and Diet Therapy
برچسبها:
تغذیه و تندرستی
+
نوشته شده در شنبه چهارم خرداد 1392ساعت 2:2  توسط admin
|
" رنگ سبز انتظار"
حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله فرمودند:
" افضل اعمال امتی، انتظارالفرج "
با فضیلت ترین اعمال امت من، انتظار فرج است.
همه ما شیعیان ، خود را منتظر آن امام غایب می دانیم و منتظر نیم نگاهی از سوی ایشان هستیم.
آیا انتظار تنها با لفظ ، گریه و زاری است و عمل نمی خواهد؟
آیا همینکه برای فرج دعا نماییم کفایت می کند؟
آیا هیچ اندیشیده ای که چرا پیامبر اکرم با فضیلت ترین عمل امت خویش را " انتظار فرج " دانسته اند؟
باید بدانیم که ما منتظران در عصر غیبت وظایفی داریم که دراین نوشته به برخی از این وظایف از منظر روایات اشاره ای گذرا خواهیم داشت ، باشد که همه ما از منتظران واقعی حضرت بوده و در راه رضای ایشان که همان رضای خداست، گام برداریم.
1- دعا برای امام زمان (عجل الله تعالی فرجه شریف)این کار یکی از وظایف مهم ما به شمار می رود . ائمه هدی علیهم السلام نیز همواره بر این تاکید داشته اند و دراین باب از ائمه اطهار دعاهایی به دست ما رسیده است .
2- شناخت صفات و سیره امام علیه السلامبدیهی است که یک عاشق دلباخته امام و منتظر حقیقی باید بداند که محبوبش از چه صفاتی برخوردار بوده و چه سیره و روشی را در زندگی پیاده می نماید. دراین راستا مطالعه آیات و روایات فراوانی که در ارتباط با وجود مقدس امام بیان شده، مفید است.
3- رعایت ادب در همه مواردامامی که واجب الاطاعة و محبت خدا بر تمامی اهل زمین است. نامش محترم و یادش بسیار گرامی است. او پیشوای همه و چشم بینای خدا دربین مخلوقات است . روزی اهل زمین به یمن وجود ایشان است و هرکس که به مرتبه ای ازمراتب کمال می رسد از پرتو عنایات حضرت حق است که از مسیر امامت به ما رسیده است.
4-عشق و علاقه به حضرتگفته اند ؛ مرحوم سید عبدالکریم کفاش، هفته ای یک بار به محضر آن حضرت مشرف می شد . او در ری در جوار حضرت عبدالعظیم حسنی می زیست. دریکی از تشرفاتش، امام از او می پرسند، سید عبدالکریم اگر ما را نبینی چه خواهد شد؟! سید پاسخ می دهد: آقا حتما می میرم. حضرت در پاسخ فرمودند: " اگر چنین نبودی ما را نمی دیدی. "
5- علاقمند کردن دیگران به امام زمان علیه السلام طبیعی است که هرکس به چیزی علاقمند باشد درصدد تبلیغ و ترویج آن برآمده و آنرا به دیگران معرفی می کند، چه رسد به اینکه محبوب، وجود مقدس خاتم الاوصیاء عجل الله تعالی فرجه الشریف باشد.
6- انتظار فرجامام صادق (ع) فرمودند: " بخشی از معتقدات ائمه علیه السلام عبارت از تقوی، پاکدامنی و خیرخواهی ...و صبورانه در انتظار فرج بودن است. "
در بسیاری از احادیث در باب انتظار فرج ، بیان شده که هرگاه یکی از منتظران حضرت درجوار رحمت الهی می رود، چنان است که درمیان سپاه امام و یا در میان خیمه حضرت به شهادت می رسد.
و در بسیاری از روایات، بهترین اعمال را انتظار فرج دانسته اند.
7- به جا آوردن حج و عمره و زیارت مشاهد مشرفه به نیابت از اماماعمالی که به نیابت از امام زمان علیه السلام به جا آورده می شود در واقع هدیه ای از جانب عاشقان به ایشان است.
8- استغاثه به وجود مقدس امام عجل الله تعالی فرجه الشریف .در بعضی از روایات از آن بزرگوار به" غیاث المضطرالمستکین " تعبیر شده است .
توسل و استغاثه بر اهل بیت علیه السلام، سیره دائمی بزرگان و صلحاء و علمای شیعه بوده و حتی ائمه علیهم السلام نیز به وجود مقدس ایشان توسل می جسته اند .
9- تجدید بیعت با امام علیه السلامبر اساس پاره ای از روایات، تجدید بیعت بعد از هر نماز واجب است و در هر جمعه مستحب است.
در روایتی از امام صادق نقل شده است که " هرکس بعد از نماز صبح و بعد از نماز ظهر بگوید: اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم نمی میرد مگرآنکه حضرت را ببیند و بشناسد."
10- اجتناب از محارمکسی که منتظر واقعی است، باید از آنچه که امام زمانش کراهت و دوری دارد، اجتناب ورزد و هر عملی را که در تقرب او موثر است، به خاطر رضای محبوب و ارتباط روحی با او انجام دهد.
مرحوم شیخ طوسی می گوید : وجود حضرت لطف و عنایت بر ماست و غیبت ایشان به خاطر اعمال بد ما می باشد.
گفتم که روی خوبت از من چرا نهان است گفتا تو خود حجابی ورنه رخم عیان است
گفتم که از که پرسم ؟ آن کوی بی نشانت گفتا نشان چه پرسی ؟ آن کوی بی نشان است
حضرت علی (ع) فرمودند : " زمین خالی از محبت خدا نیست لکن خداوند متعال ، خلقتش را از اینکه حجتش را بشناسد نابینا و محروم می نماید و این به خاطر ظلمی است که بر خودشان روا داشته اند."
حضرت مهدی علیه السلام در توقیعی چنین می فرمایند : تنها چیزی که ما را از دوستان جدا می کند ، خبر گناهانی است که همواره از ناحیه آنان به ما می رسد.
11- دوستی با صالحاندوستی با دوستان حضرت باعث تقرب و جلب خشنودی ایشان است . همچنین ایجاد سرور برای مؤمنین و محبین اهل بیت علیه السلام و رفع حوائج آنان نیزاز وظایف منتظران شمرده شده است .
12- برائت از دشمنان خدا و اهل بیت علیهم السلاممنتظر واقعی هرگز با دشمنان خدا و اهل بیت دوستی نمی کند و همیشه از آنها دوری می جوید.
بار الها ما را در زمره منتظران حقیقی امام عصر عجل الله مقرر فرما
برچسبها:
رنگ سبز انتظار
+
نوشته شده در شنبه چهارم خرداد 1392ساعت 2:2  توسط admin
|
یوسف گمگشته بازآید به کنعان غم مخور کلبه احزان شود روزی گلستان غم مخور
ای دل بد دیده حالت به شود دل بد مکن وین سر شوریده باز آید به سامان غم مخور
گر بهار عمر باشد باز برتخت چمن چتر گل بر سرکشی ای مرغ خوشخوان غم مخور
دور گردون گردو روزی بر مراد ما نرفت دائما یکسان نباشد حال دوران غم مخور
هان نشو نامید چون واقف نئی از سر غیب باشد اندر پرده بازیهای پنهان غم مخور
در بیابان گربه شوق کعبه خواهی زد قدم سرزنشها گر کند خار مغیلان غم مخور
گر چه منزل بس خطرناک است و مقصد بس بعید هیچ راهی نیست کان را نیست پایان غم مخور
حال ما در فرقت جانان و ابرام رقیب جمله می داند خدای حال گردان غم مخور
حافظا در کنج فقر و خلوت شبهای تار تا بود وردت دعا و درس قرآن غم مخور
ای پادشه خوبان داد از غم تنهایی دل بی تو به جان آمد وقتست که باز آیی
دائم گل این بستان شاداب نمی ماند دریاب ضعیفان را در وقت توانایی
دیشب گله زلفش با باد همی کردم گفتا غلطی بگذر زین فکرت سودایی
صد باد صبا اینجا با سلسله می رقصند اینست حریف ای دل تا باد نپیمایی
مشتاقی و مهجوری دور ازتو چنانم کرد کزدست بخواهد شد پایان شکیبایی
یارب به که شاید گفت این نکته که در عالم رخساره به کس ننمود آن شاهد هر جایی
ساقی چمن گل را بی روی تو رنگی نیست شمشاد خرامان کن تا باغ بیارایی
ای درد توام درمان در بستر ناکامی وی یاد توام مونس در گوشه تنهایی
در دایره قسمت ما نقطه تسلیمیم لطف آنچه تو اندیشی حکم آنچه تو فرمایی
فکرخود و رای خود در عالم رندی نیست کفرست درین مذهب خودبینی و خودرایی
زین دایره مینا خونین جگرم می ده تا حل کنم این مشکل در ساغر مینایی
حافظ شب هجران شد بوی خوش وصل آمد شادیت مبارک باد ای عاشق شیدایی
+
نوشته شده در شنبه چهارم خرداد 1392ساعت 2:2  توسط admin
|
معرفی هرم غذایی
با سلام ،
در ادامه مبحث رژیم درمانی به نكات مثبتی رسیدیم . شما وضعیت بدنی خود را می دانید و از وضعیت سلامتی یا خطرات احتمالی آن آگاهی یافته اید . حال چگونه بدانیم كه چه موادی رامصرف كنیم تا نیاز بدن ما به مواد مغذی بر آورده شود و افزایش وزن پیدانكنیم ؟ آیا مصرف غذا هم دستور العمل دارد ؟! بله .
خوردن،یكی از لذت های زندگی انسان است و اگر بر روی اصول و برنامه ریزی باشد ، لذت از خوراك، به لذت از عمر طولانی و با سلامت می انجامد ولی همان غذای گوارا و لذیذ در صورتیكه بیش از اندازه مصرف شود و حاوی مواد مطلوب نباشد برای شما نه تنها لذت بخش نخواهد بود بلكه موجب بروز بسیاری از بیماری های مزمن می شود .
اما چه چیز و به چه اندازه مصرف كنیم ؟
روشن است که چرا نوع غذا و میزان مصرف آن باید تعیین شود . بدن ما در هر سن و هر شرایطی كه باشیم نیاز خاصی دارد، یعنی ما باید میزان معینی انرژی ، پروتئین ، كربوهیدرات و چربی و ریز مغذی ها كه املاح و ویتامینها هستند ، مصرف کنیم .
یك رژیم شناس تعیین می كند كه نیاز بدن شما چه میزان است، و باشرایط خاص مثل بیماری ، سنین متفاوت و دیگر مشخصه های فردی نیاز هر فرد را در نظر می گیرد و رژیم مناسبی را طراحی می كند .
هرم غذایی
هرم غذایی یكی از وسایل مورد استفاده در معرفی انواع گروههای غذاییاست که میزان مصرف هریک از مواد غذایی و نسبت مصرف آنها را با یكدیگر نشان می دهد .
ابتدا در مورد تاریخچه ایجاد هرم با هم صحبت خواهیم كرد . در دهه 1960 مطالعات و پژوهش ها نشان داد كه مرگ و میر ناشی از بیماری های مزمن چونبیماریهای قلب و عروق ، دیابت ، سكته، سرطان و ... بسیار بالاست. در ایالات متحده 40 درصد مرگ و میرها مستقیماً با برنامه غذاییافراددر ارتباط است .از طرف دیگر با افزایش سطوح بهداشتی -درمانی ، متوسط طول عمر افزایش یافته و تعداد سالمندان بیش از گذشته است و مردمنیز اطلاع دقیقی از نحوه مصرف غذا ندارند . از اینرو در سال 1980 ، در ایالات متحده اولین راهنمای غذایی برای مردم ارائه شد كه به شرح زیر بود :
راهنماهای رژیمی
1- رعایت تنوع(variety) در خوردن غذا
2- رعایت تعادل و توازن در دریافت غذا همراه با فعالیت بدنی برای نگهداری یا كاهش وزن
3- انتخاب غذاهای كم چربی ، كلسترول و چربی اشباع شده كم
4- انتخاب رژیمی با مقادیر زیاد سبزی، میوه و محصولات غله ای كامل
5- میانه روی در مصرف شكر
6- میانه روی درمصرف نمك و سدیم
7- میانه روی در مصرف نوشابه های گازدار و شربتها
این راهنمائی ها مستلزم این نیست كه غذاهای مورد علاقه خود را كنار گذاشتهو غذاهای غیر عادی مصرف كنیم . تحقیقات نشان داده است كه لذت خوردن غذا از نظر فیزیكی برای بدن مفید است زیرا از طریق سیستم های عصبی، هورمونی و ایمنی تغییرات مهمی ایجاد می كند كه برای ارتقاء سلامت مفید خواهد بود .
پسبه منظور اینكه این راهنمائی ها با وضوح و روشنی بیشتر و زبان گویاتری مشخص شودتا رژیمی سالم بر اساس آن تنظیمگردد ، هرم غذایی را تهیه كردند .
شكل هرم
هرم غذایی همانطور كه مشاهده می كنید ، طبقه بندی گروههای غذایی بر اساس اهمیت و میزان مصرف می باشد . گروههای غذایی شامل
گروه نان و غلات، گروه میوه، گروه سبزی، گروه گوشت، گروه شیر است . درهرم غذایی،گروه نان و غلات كه شامل؛نان ها ، برنج ، ماكارونی ، بیسكویت، غلات صبحانه و دیگر مواد نشاسته ای است ، در طبقه اول قرار دارند که بزرگترین بخش هرم است . از این گروه روزانه باید به میزان 6 تا 11 واحد ( در مطلب بعدی میزان واحدهاشرح داده خواهد شد ) مصرف شود . طبقه دوم گروه سبزی و گروه میوه است كه در درجه دوم اهمیت قراردارد . از گروه سبزی روزانه 3 تا 5 واحد و از گروه میوه روزانه 2 تا 4 واحد باید مصرف شود . در درجه سوم گروه گوشت و لبنیات واقع است كه میزان مصرف از گروه گوشت روزانه 2 تا 3 واحد واز گروه شیر نیز 2 تا 3 واحد باید باشد . در قسمت نوك هرم بخش چربی ها و شیرینی هاست كه كمترین فضا را داراست و این بدان معنی است كه باید آنهارا به مقدار كم مصرف كرد . این نوع غذاها به عنوان یك گروه غذایی اصلی توصیه نشده اند . بنابراین مصرف آنها اختیاری است ولی باید محدود باشد چون دارای كالری بالا هستند . ادویه ها ، قهوه، چای و نوشابه های گازدار در هرم جایی ندارند زیرا مواد مغذی را شامل نمی شوند ولی باعث لذیذتر شدن غذا می گردند . امید است با بكارگیری راهنمائی های ارائه شده و توضیحاتی که درآینده ارائه می نماییمتصویر درستی از رژیم غذایی سالم در ذهنتاننقش بندد.
عاتکه موسوی- كارشناس تغذیه Krause’s Food ; Nutrition and Diet Therapy
برچسبها:
معرفی هرم غذایی
+
نوشته شده در شنبه چهارم خرداد 1392ساعت 2:2  توسط admin
|
زندگینامه علی نسوی
حدود سیصد ونود وسه سال قمری از هجرت پیامبر می گذشت. در شهر ری که در آن زمان ازشهرهای علمی به شمار می رفت و مراکزعلمی زیادی درآن وجود داشت، پسری به دنیا آمد. این پسرراپدر،علی نام نهاد.علی سالهای زیادی از عمرش را در همان شهر گذراندولی چون اجداد او،اهل نسا بودند به نسوی شهرت پیدا کرد. نسا از شهرهای قدیم خراسان در نزدیکی شهر عشق آباد کنونی درجمهوری ترکمنستان است. این منطقه به ایران تعلق داشت ولی پس ازدوران نادر ، درتعیینخط مرزی ایران و روسیه درسال 1885 میلادی جزوترکمنستان روسیه گردید.
نسوی از هشت سالگی به نگهداری پرندگان وجانوران شکاری، علاقه پیدا کرد. او ازنگهداری پرندگان شروع کردوباصرف حدود شصت سال از عمر وداراییش دراین راه، کتاب " بازنامه " رانوشت. خود اومی گوید: کتابهایی که در این علم به زبانهای هندی ، رومی وپارسی نوشته شده بود به دست آورده وخوانده است وعلم پزشکی را درزمینه ترکیب کردن داروها ، معجون ها وپادزهرها، خود تجربه کرده است.
علی نسوی، معاصر ابوریحان وابن سینا بود وخود راشاگرد ابن سینا می دانست.
ناصر خسرو درماه ذیحجه شال 437هجری قمری-زمانی که نسوی در سمنان بود ودرآن جا کلاسهای بحث وتدریس داشت- به سمنان رفت وبا او ملاقات کرد.
ناصر خسرو می نو یسد: "درغره ذی الحجة سنه سبع و ثلا ثین واربع مائة (437) به راه آب خوری و چاشت خوران به سمنان آمدم وآنجا مدتی مقام کردم وطلب اهل علم کردم ، مردی نشان دادند که او را استاد علی نسایی می گفتند، نزدیک وی شدم، مردی جوان بود (نسوی در این زمان 44 سال داشت).سخن به زبان فارسی می گفت،به زبان اهل دیلم،موی گشوده وجمعی نزد وی حاضر. گروهی اقلیدس می خواندند وگروهی حساب. دراثنای سخن می گفت که من بر استاد ابوعلی سینا- رحمة الله علیه- چنین خواندم واز وی چنین شنیدم.همانا غرض او آن بود تا من بدانم که او شاگرد ابن سیناست. "
استاد در ری هم جلسه های درس داشت وعده ای از درس و بحث او استفاده می کردند. به خاطر مهارتش در ریاضیات ، به او"استاد مختص" می گفتند تا حدی که اروپائیها همین لقبDoctore AImochtasso را به جای نام نسوی اشتباه گرفته اند.
منزل نسوی خانه حکمت واندیشه بود واهل علم ، دانش ومعرفت در آنجا دور هم جمع می شدند. این خانه ،همیشه محل رفت و آمد کسانی بود که خواهان آموختن معرفت بودند.
آنطور که از نوشته های خود ودیگران درباره او بر می آید استاد، اخلاق ورفتاری بسیار نیکو داشته و به علم وهنر علاقمند بوده است. مردی سخاوتمند ومهمان نواز بود، به گونه ای که هر کس به دیدن او می رفت تا ازسر سفره او چیزی نمی خورد اجازه رفتن نداشت. به گفته یکی از شاگردانش،او می گفت: " مرد با همت بلندوعزیمت راست به مطلوب تواند رسید نه با رنج وتعب. "
استاد مختص، بسیار طرفدار تخصص دردانشها بود وبه هرکسی که برای استفاده از درس او می آمد می گفت: " بکوش تا در صناعت خویش کامل شوی ومتذوق مباش، چه متذوق را مسیری نیست."
او در فلسفه، علم نجوم، منطق، پزشکی، داروشناسی وپزشکی جانوران زبردست واستاد بود. در ریاضیات ، خصوصا هندسه، تخصص وتبحری فوق العاده داشت. وی از نخستین کسانی است که تعلیمات شیخ الرئیس ابوعلی را درخراسان وعراق منتشر کرد. ابوالحسن علی نسوی نزدیک به صد سال عمر کردو تا آخرعمر در سلامت کامل بود ولی ده سال آخر عمرش به دلیل ضعف، توانایِی راه رفتن در کوی و برزن را نداشت و خانه نشین بود . هر چند تاریخ دقیق وفات وی معلوم نسیت اما اگر او صد سال عمر کرده باشد باید در سال 493 هجری قمری دار فانی را وداع گفته باشد.
از میان تألیفهای نسوی می توان به کتابهای زیر اشاره کرد :
- المقنع
نسوی، المقنع فی الحساب الهندی را ابتدا به زبان فارسی نوشت و بعد با تغییراتی به زبان عربی برگرداند. تا آنجا که می دانیم این کتاب قدیمی ترین کتابی است که به زبان فارسی منحصرا درباره حساب هندی تألیف شده است. مقصود از حساب هندی روش محاسبه با دستگاه شمار دهگانی است که در آن هر یک از رقمها که برای نوشتن به کار می روند با توجه به جای خود دارای ارزش هستند.
- الاشباع
این کتاب در شرح قضیه منلاوس است. منلاوس ریاضیدان و منجم یونانی بود که در اواخر قرن اول میلادی - حدود سال 98 میلادی - درگذشت.
- تفسیر مأخوذات ارشمیدس
مأخوذ یعنی گرفته شده و در ریاضی به قضیه هایی گفته می شود که آنها را ثابت می کنند تا در استدلال قضیه های دیگر از آنها استفاده کنند. مأخوذات نام کتابی است در هندسه که می گویند ارشمیدس آن را نوشته است. این کتاب شامل پانزده شکل یا قضیه بود که اصل یونانی آن از بین رفته ولی " ثابت بن قرّه" آن را به عربی ترجمه کرده بود. نسوی این مأخوذات را تفسیر کرد که ترجمه آن بارها به زبانهای دیگر به چاپ رسیده است.
- التجرید
که نام کامل آن " التجرید فی اصول الهندسه " است. کتاب مختصری است در هندسه مقدماتی که دارای مقدمه و هفت مقاله است. نسوی قضیه های هندسه را که در نجوم و اندازه گیری مساحت و غیره مورد احتیاج است در آن گرد آورده و به زبان ساده ، آنها را ثابت کرده است.
-الزیج الفاخر
اصل این کتاب از بین رفته اما چند جدول از آن در آخر یک نسخه خطی از زیج جامع تألیف کوشیار گیلی موجود است.
- اختصار صور الکواکب
این کتاب خلاصه شده کتاب عبد الرحمان صوفی است که درباره شناخت ستارگان ، طول ، عرض ، جهت ، جایگاه و .... آنها نوشته شده است.
- مقاله فی عمل دائرة...
برای معرفی این کتاب به بیان یک مسأله از آن اکتفا می کنیم و مقاله را به پایان می بریم.
مسأله: می خواهیم دایره ای رسم کنیم که مساحت آن به عنوان مثال ، یک پنجم مساحت دایره معلومی می باشد. چگونه عمل کنیم ؟
برچسبها:
زندگینامه علی نسوی
+
نوشته شده در شنبه چهارم خرداد 1392ساعت 2:1  توسط admin
|